زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

سه کلاسیک فراموش شده

                                               انسان و حکومت فقر

                        نگاهی به کتاب"نیکلاس نیکلبی" نوشته چارلز دیکنز

 

چارلز دیکنز به سال 1812 در سال هایی که انگلستان و دیگر کشورهای اروپایی در حال پوست انداختن بودند و چیزی جز مبارزه و جنگ و از همه مهمتر فقر دیده نمی شد متولد شد.او  در این مدت رمان ها و داستان های زیادی نوشت که مورد استقبال خوانندگان نیز قرار می گرفت طوری که بعد از چاپ کتاب هایش دیکنز فقیر تبدیل به یکی از ثروتمندان انگلستان شد.محور بیشتر کارهای دیکنز زندگی و رنج مردم فقیر و به خصوص کودکان است دغدغه ای که سال ها بعد توسط نویسندگانی چون جین وبستر ادامه پیدا کرد و کتاب های جذابی چون "بابا لنگ دراز" و دشمن عزیز" توسط آن ها منتشر شد.

رمان"نیکلاس نیکلبی" مثل بیشتر آثار آن زمان در چند بخش توسط روزنامه ها به چاپ رسید و همراه با تصاویری زیبا در کنار آن کم کم بین خوانندگان آن زمان جا باز کرد.یکی از مشخصه آثار دیکنز که در رمان "نیکلاس نیکلبی" نیز دیده می شود عدم شخصیت پردازی کامل و فاصله گرفتن راوی آی نویسنده از ذهنیات و یا اوهام شخصیت هایش است اما در مقابل دیکنز هیچ گاه توضیحی دربارهء شخصیت هایش نمی دهد و ما شخصیت ها و تیپ های موجود در رمان را در دل وقایع و حوادثی که برای شان پیش می آید می شناسیم.در واقع بیشتر از آنکه نویسنده ما را ار بازتاب های درونی شخصیت هایش خبردار کند از تنش های بیرونی آن ها می گوید و چون ما زمان درازی را با شخصیت ها طی می کنیم(در رمان نیکلبی از زندگی پدربزرگش تا دوران میانسالی شخصیت اصلی) می توانیم طرحی از شخصیت وی برای خود ترسیم کنیم و خواه ناخواه به خاطر طی طریق هایی که خواننده با با شخصیت ها دارد با آن ها همراه می شود و کنجکاوانه در پی دانستن سر نوشت آن ها می افتد.در کنار این دیکنز که در قصه گویی و روایت تبحری خاص دارد و قصهء شخصیتش را چنان روایت می کند و در فراز و نشیب های متفاوت قرار می دهد که خواننده راهی برای فرار از دام او پیدا نمی کند و تا انتها با او همراه می شود.

نیکلاس نیکلبی بر خلاف دیگر شخصیت های دیکنز(در دیوید کاپرفیلد و الیور تویست) خیلی خصوصیت قهرمانانه ندارد و گاهی حتی در برخوردش با دیگران به شخصیت لجباز عصبی تبدیل می شود نکاتی که باعث هر چه واقعی تر شدن او می شود.اما این نکته درباره شخصیت های حاشیه ای رمان مثل مادرش صدق نمی کند.به هر حال هر چند که دیکنز در این رمان روانشانش زبده و زیرکی نیست اما با مهارت توانسته شخصیت های زنده ای وارد ادبیات کند که به سادگی قابل پاک شدن از اذهان نیستند.نیکلبی که در ابتدا با تنشی که میان او عمویش ایجاد می شود وارد داستان می گردد تا انتهای رمان حوادث حول شخصیت و روابط او شکل می گیرد.

زبان در آثار دیکنز ساده و برای همگان قابل فهم است او که گوشه و کنایه و گاهی طنز استفاده می کند تا ماجراها و شخصیت هایش را گاهی به شکل کمیک جلوه دهد در رمان "نیکلاس نیکلبی" بیشترین سعی اش را می کند تا به وضعیت گروتسکی که در آن قرار دارد جلوه های طنز بدهد طوری که این رمان را خنده دارترین کار دیکنز می دانند.

دیکنز را نمی توان یک نویسندهء انقلابی دانست چه در کار ادبی و چه در سیاست یا جامعه اش، اما می توان او را یک منتقد اجتماعی زیرک دانست که در میان مردمش تجربه های زیسته فراوانی داشته و با رئالیسمی رمانتیک،هم خوانندگانش را راضی می کند و هم از ضعف ها و ناهنجاری های اجتماعی اش می گوید.

 

                                                 آوای خشم

                                  نگاهی به کتاب"آوای وحش"جک لندن

از جک لندن  بیش از ۵۰ کتاب باقی مانده است که از میان آنها می‌توان به آثاری چون:"گرگ دریا" "آوای وحش" و "سپید دندان" و مجموعه اشعارش اشاره کرد.از رمان های او اقتباس‌های مختلفی در سینما، تلویزیون و حتی تئاتر صورت گرفته است زیرا که نویسنده توانسته با نگاهی انسانی به بخش زیر متوسط جامعه دغدغه هایش را به هر شکل بازگو کند.

او در بیشتر آثارش از شخصیت های خشن و یا حیوانات استفاده می کند و در شخصیت پردازی در این دو تیپ اجتماعی موفق تر عمل می کند.او که معتقد است«انداختن استخوان برای سگی را نمی توان نیکوکار نامید،نیکوکاری همانا تقسیم استخوان با سگی است که تو نیز به اندازه آن گرسنه باشی.»در بیشتر آثارش از طبقه کارگر حمایت کرده و بیشتر او را به عنوان یک نویسنده سوسیالیسم می شناسند.

او که ظاهرا" به سگ ها و شخصیت سازی از آن ها علاقه مند بوده علاوه بر رمان"سپید دندان" که ماچرای یک سگ گرگی را حکایت می کند که به جهان انسان ها وارد می شود در"آوای وحش" نیز قصهء زندگی باک،سگ در ابتدا معولی و خانگی را روایت می کند که کم کم در ارتباط با انسان ها،حیوانات و همینطور دشواری هایی که برای زنده ماندن می کشد تبدیل به سگی قدرتمند می شود که به راحتی از پس رقیبانش برمی آید و برای صاحبانش سگی وقادار و محبوب می گردد و در نهایت به صف گرگ ها پیوسته و به جان انسان ها می افتذ.

 در"آوای وحش" هر چند ما با سگی همراه می شویم که در بیشتر جاها خصوصیت انسانی از آن سر می زند مثل وقتی که او جلوی آتش می نشیند و به خودش فکر می کند،اما نویسنده توانسته در طول رمان کم کم به خوی حیوانی او نیز نزدیک شده و او را از حیطهء صرفا" انسانی در آورد خصوصا در پایان رمان که به خوبی از پس کلیشه های این نوع ادبیات در زمان خودش بیرون بیاید.

رمان"آوای وحش" که می توان یکی از بهترین کارهایی است که در بارهء حیوانات و رابطه شان با انسان نوشته شده و خواندن آن می تواند دیدی متفاوت به حیوانات و رنج ها و شادی های شان در قبال یکدیگر و جامعهء انسانی بدهد و درک ما را از حیات وحش عمیق تر کند.در این رمان باک در ابتدا به طرز وحشیانه ای مورد هجوم مردی قرار می گیرد که می خواهد او را وارد سرزمینی کند که دیگر از ناز و نوازش های صاحبش خبری نیست،دیگر غذا به شکل آماده با احترام کنارش قرار نمی گیرد بلکه این سرزمین جایست که برای زنده ماندن باید مبارزه کرد و برای سیر شدن باید با تمام وجود بار سنگین سورتمه ای را به دوش کشید تا از شر شلاق هایی که به گرده هایش نواخته می شود رها شود،اینجا تنها صدایی که می توان شنید آوای وحش است.

 

                                          انسان در چنگال خودش

                                نگاهی به کتاب "دکتر جکیل و آقای هاید"

در اواسط قرن نوزدهم اتفاق های عجیبی در ادبیات جهان افتاد که تاثیر آن را در ادبیات و روابط انسانی و حتی دانش روانشناختی نمی توان نادیده گرفت؛نوعی از ادبیات گوتیک که ریشه در افسانه های قرون وسطایی و ادبیات قرن هجدهمی داشت که همیشه مورد انتقاد نویسندگان رمانتیسم و رئالیسم های اولیه بود و آن را سبکی می دانستند که قصد اشاعهء افکار ارتجاعی و پوچ نامعقول دارد اما چیری نکشید که واقعیت موجود در این ادبیات سیاه و ترسناک روشن شد.

ادبیاتی که در آن انسان و اجتماع یک شکل ثایت و قابل تعریف ندارد و شکاف هایی که در وجود انسان است گاهی او را چنان در بر می گیرد که از نظر منطقی هیچ تعریفی نمی توان برای آن داشت.انسانی که بعد از تحقیقات فروید و دانش روانکاوی قرن بیستم تبدیل به موجودی یکسره ناشناخته شد که خود شخص باید دایم در تمام لحظات و موقعیت ها مانند یک کارآگاه خصوصی رفتار و گفتارش را در نظر بگیرد تا چیزی از آن شخصیت واقعی تر و پنهان(hide) خویش بفهمد.

از رمان های مشهور در اواخر دورهء ویکتوریایی را که مورد استقبال خوانندگان نیز قرار می گرفت می توان "دراکولا" برام استوکر و اثر ارزشمند" دکتر جکیل و آقای هاید" نام برد که سال ها بعد آثار زیادی تحت تاثیر این نوع ادبیات شکل گرفت.آثاری که خلق کنندهء وحشتی هستند که انسان ها این بار،نه از موجودی بیرونی بلکه از شخصیت درونی خود هراس دارند.

 رمان"دکتر جکیل و آقای هاید" به شیوهء رمان و فیلم های پلیسی جنایی امروز اطلاعات را به شکلی قطره چکان به خواننده می دهد و در موقعیت های چالش برانگیر که خواننده به هر شکل منتظر باز شدن گره های کور داستان است،آنقدر با تامل وارد ماجرا می شود که ترس و هراس موجود در شخصیت ها، آرام آرام در خواننده نیز ریشه می کند طوری که بعد از مدتی که کتاب به پایان می رسد و کنار گذاشته می شود هنوز هم تاثیرات آن لحظات باقی می ماند.در واقع استیونسن از هر نظر،چه در روانشناشی خواننده و تکنیک داستانی برای تاثیر بیشتر موقعیت ها و چه در روانشناختی شخصیت هایش،در نوع خود منحصر به فرد عمل می کند.

در این رمان،دکتر جکیل که با تحقیقات زیاد توانسته موجودی وحشتناک را از اعماق وجود خود بیرون بکشد کم کم مسخ آن می شود و دیگر توانایی بازگشت به همان شخصیت مورد احترام جامعه را ندارد راهی نمی بیند جز اینکه....

تا همین جا هم می توان رد پای این اثر را در آثار پر ارزش ادبی اجتماعی و انسان شناسی امروز دید دیدگاهی که در نوع خود و در زمان خود بسیار پیشروانه و آوانگارد به حساب می آمد.

رابرت لویی استیونسن غیر از این کتاب داستان های معروف دیگری چون "جزیره گنج" و "کودک ربوده شده" را دارد که در آن ها نیز با استفاده از تعلیق خواننده اش را تا انتها با خود همراه می کند و وجه دیگری از ابعاد وجود انسان را که زیاد هم خوشایند و دلنشین نیست مقابل چشمان خواننده اش قرار می دهد.

+ مهدی فاتحی ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٦ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()