زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

سینمای آلمودوار:گذشته همیشه پا برجاست

آلمودوار فیلمساز اسپانیایی(متولد سال 1949 ) است که تحت تاثیر سینمای متاخر بونوئل و کارهای سائوراست(به خصوص در "تانگو" شباهت های زیادی بین این دو دیده می شود.) او از دههء هفتاد کار فیلمسازی را آغاز کرده است اما با زنی در وضعیت روانی (کاندید اسکار 1990)شناخته شد و در سال 1999 به خاطر همه چیز دربارهء مادرم موفق به دریافت اسکار شد و فیلم "بازگشت" در سال 2006 جایزه بهترین فیلمنامه را از کن گرفت. بیشتر دوستداران سینما او را با فیلم" با او حرف بزن" می شناسند فیلمی که در نوع خودش یک شاهکار است و در روایتگری یک کار پیشرو.اما کارهای با ارزش دیگری مثل همه چیز دربارهء مادرم و ماتادور نیز دارد که کمتر از آن ها گفته شده است. او بعد از همه چیز دربارهء مادرم بیشتر کارهایش را از جمله "بازگشت" بر اساس آن ساخته: راز سر به مهری که با آشکار شدنش رابطه ها را وارد ورطهء دیگری می کند.

اآلمودوار علاقه زیادی به پایان خوش و نقش مهم روابط جنسی در روابط دارد ولی مشخصه ء اصلی فیلم های آلمودوار قصه گویی اوست:در بیشتر فیلم های او فیلمنامه قرص و محکمی از نظر پیرنگ دارد(البته اگر تصادفات موجود در داستان ها را با اغماض در نظر بگیریم زیرا که وقتی استفاده از عنصر تصادف در روایتی زیاد شد واقع گرایی قصه زیر سوال می رود و دیگر آن تصادف تماشاگر را میخکوب نمی کند یا خیالش را راحت می کند به طوریکه همیشه منتظر یک اتفاق ناگهانی است که همه چیز را سر و سامان دهد مسئله ای که در بیشتر فیلمهای آلمودوار وجود دارد.) و با قصه های تو در تو و باز کردن روابط شخصیت هایی که در ابتدا معمولی به نظر می آیند تماشاگرش را شگفت زده می کند. و این شخصیت ها همیشه در میانهء دو یا چند روایت موازی با هم شکل می گیرند.البته در بعضی از نمونه ها مانند بدن زنده آدم ها بیشتر در حال زندگی می کنند ولی در بیشتر کارهایش از جمله آخرین فیلمش  آعوش های شکسته  روایت فیلم بیشتر  صرف تعریف داستان های گذشته می شود.

 

یکی دیگر از عناصر ثابت فیلمنامه های آلمودوار گذشته و راز سر به مهری است که هر انسانی دارد و بر این اساس انسان هایش را  پیچیده و پر رمز و راز می کند اما این ترفند بیشتر به کار پیرنگ داستان و درنهایت سرگرم شدن تماشاگر می آید و شخصیت ها بعد از لو رفتنِ رفتارهای عجیب و غریب شان انسان های تو خالی هستند که ما جدا از قصهء زندگی شان چیز دیگری از آن ها نمی دانیم.بر همین اساس آلمودوار فیلمسازی نیست که توان شخصیت سازی در فیلمش را داشته باشد و بیشتر یک قصه گوی ماهر است. درست به همین خاطر وقتی می خواهد با همین گذشته شخصیت پردازی کند و تمام سناریوش را هم بر اساس آن بسازد کار خراب شد و فیلم های دست چندمی تولید می کند مثل "تربیت بد" یا "قانون اشتیاق"

حوادث و اتفاقات در فیلم های آلمودوار زیاد است و باعث می شود فیلم هایش ریتم تندی بگیرد.یکی از تفاوت های اساسی فیلم های اسپانیایی از این دست با فیلم های فرانسوی به همین ریتم تند و پر حادثه بودن بر می گردد در مقابل سینمای فرانسوی که از تک حوادث استفاده می کند تا حرفی یا شخصیتی را برای ما آشکار کند. علاوه بر آن آلمودوار بر خلاف فرانسوی ها که زیاد سراغ جلوه های خاص تصویری نمی روند او در بیشتر فیلم هایش از رنگ استفادهء زیادی می کند و در بیشتر تصاویرش با کنار هم قرار دادن رنگ هایی شاد سعی می کند هر کدام از تصاویر فیلمش را جدا از قصهء فیلم یا تصویر بعدی به خودی خود دلنشین و پرطراوت بسازد(نوع دیگری از سینمای آیزنشتاین)

در واقع آلمودوار فیلمسازی است که چه در استفاده از نماهای زیبا و تاثیر گذار از معمولی ترین حوادث(مثلا" در "بازگشت" صحنه ای که مردم برای تسلیت گفتن به رایموندا دورش جمع می شوند و نمایی از بالا با محوریت شخصیت در وسط ،آن هم سیاه سفید، به طوریکه حلقه دورش مدام کوچک تر و کوچک تر می شود.) فیلمنامه های پر تنش، خلق تصاویری که از نظر بصری زیباست بیشتر فیلمسازی جذاب و سینماگری آداب دان است تا اینکه به مکاشفه ای دربارهء انسان بپردازد(البته به جز با او حرف بزن که به طرز عجیبی از رقیق ترین احساسات انسانی حرف می زند و در کنار آن قصهء پر تنشش را نیز دارد که به نظر من بهترین فیلم کارنامهء اوست.).بعد از تمام شدن فیلم های او چیزی ماندگار نیست جز لحظاتی که با تصاویری دلنشین از پیش چشم مان می گذرد و حرف های ناگفتهء زیادی که باقی  می ماند.

 

فیلم شناسی آلمودوار:

 

قانون اشتیاق 1987

زنی در وضعیت روانی1988

کراوتم را ببند و باز کن 1990

ماتادور 1990

تپه های مرتفع 1991

کیکا 1993

گل راز من 1995

همه چیز دربارهء مادرم 1999

با او حرف بزن 2002

تربیت بد 2004

بازگشت 2006

آغوش های شکسته 2009

 

+ مهدی فاتحی ; ۱:٠۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()