زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

روزنوشت های نمایشگاه کتاب

                                          

پنج شنبه بیست و سوم اردیهشت:

                                                  نمایشگاه تعطیل است!

با این ازدحام و شلوغی داخل محوطه ها،عدم تهویه هوا،فشارهایی که از از سه جهت به شما وارد می شود و دست درازی های متفاوت! بهتر است این دو روز را در خانه بمانید که جای تان امن است و به جای آن روز شنبهء بعد از اختتامیه به نمایشگاه بروید و با خیال راحت و فضای باز و آزاد از کتاب های باقی مانده غرفه ها که با تخفیفات ویژه روز آخر ارائه می شوند دیدن فرمایید.

پایان

 

                                           مروارید،نگاه،افراز و افق

چهارشنبه،بیست و دوم اردیبهشت:

مروارید یک نشر چندکاره است؛هم کتاب های عامه پسند درمی آورد و هم کتاب های جدی تر.نشر مروارید سابقه طولانی در انتشار کتاب های نویسندگان ایرانی بیرون مرز دارد در همین راستا رمان جدید حسین نوش آذر"سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد" و دو مجموعه شعر ارزشمند از آقای عباس صفاری منتشر کرده:"کبریت خیس"،"خنده در برف".انتشارات نگاه هم که امسال رمان ارزشمند"رازهای سرزمین من" برآهنی را منتشر کرده بود با عنوان اینکه کتاب به نمایشگاه نرسیده آن را عرضه نکردند ولی بعد معلوم شد ارائه این کار  در نمایشگاه ممنوع شده(کم کم این لیست بلندتر می شود!) نشر نگاه کارهای دیگر این نویسنده را هم منتشر کرده که بعد از چند ماه هنوز اعلام وصول ندارند! با این حال مجموعه آثار شاعران بزرگ دیروز و امروز از کارهای ارزشمند این نشر است.نشر افراز هم که به تازگی فعالیتش را در زمینه چاپ کتاب های داستانی فارسی و ترجمه گشترش داده(متاسفانه کمی، نه کیفی!) هنوز هم بهترین کارش همان کتاب"بعضی ها هیچ وقت نمی فهمند" توخولوسکی است که چند سال پیش منتشر کرد اما از کارهای جدیدترش می توان از مجموعه ویلیام ترور با ترجمه آذر عالی پور نام برد و "دلقک و هیولا" ترحمهء سعید سبزیان که هنوز نخوانده ام و تازه خبر انتشارش را شنیده ام.در مجموعه کتاب های داستان های ایرانی که افراز منتشر می کند دست و دل بازی زیادی به خرج داده و فعلا که شروع خوبی در این زمینه نداشته،تا بعد.اما افق با کار جدید یودیت هرمان"آلیس" با ترجمه محمود حسینی زاد به نمایشگاه آمده نویسنده ای که کار قبلی اش یعنی "این سوی رودخانه ادر" از بهترین مجموعه داستان های منتشر شده توسط افق بود."تابستان گند ورنون" هم از کارهای جدید این نشر است که بعد مفصل راجع به این کار حرف خواهم زد(در مجله نگره) نشر افق در زمینه چاپ کتاب کودک فعال تر است.

سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت: 

                                        نیلوفر،ثالث،آگه و علمی فرهنگی

قانون بدی که امسال در نمایشگاه گذاشته اند و ناشرین موظف به رعایت آن هستند عدم ارائه کتاب های قبل از 84 است که اتفاقا" کتاب هایی که در فاصله سال هایی 78 تا 84 به چاپ رسیده جزو غنی ترین کتاب های نیم قرن اخیر است که لجاجت با این مسئله جز ضربه زدن به فرهنگ و افکار عمومی کاری از پیش نمی برد حالا هر چقدر هم شعار فرهنگ سازی داده شود.همین کتاب هایی که به هر دلیل جلوی چاپ یا ارائه شان گرفته می شود فرهنگ را می سازند نه چیزهای دیگر!البته ظاهرا" برای دوستان استثناهایی هم قائل شده چون نشر علمی فرهنگی تمام کتاب هایش را آورده که اتفاقا" در آن جا می توان کتاب های خوبی در حوزهء ادبیات و اندیشه پیدا کرد که بیشترشان هم نصف قیمت ناشران دیگر است و البته گل سر سبد کتاب های علمی فرهنگی "تاریخ تمدن" ویل دورانت است که اگر شده ماشین و  لوازم شخصی تان را بفروشید و این کتاب را بخرید و بخوانید(تاکید می کنم بخوانید نه فقط بخرید!) که اگر خواندنش هم سال ها طول بکشد ارزشش را دارد و این مجموعه به خودی خودش یک کتابخانه است.  

«ببر سفید» را آراویند آدیگا نوشته و مژده دقیقی ترجمه کرده و نیلوفر ناشر همیشگی ترجمه های ایشان درآورده است.تا قبل از این خانم دقیقی بیشتر مجموعه داستان های متفاوتی را ترجمه و منتشر کرده بود."استالین خوب" کار جدید دیگری از این ناشر است که بعد درباره اش مفصل حرف خواهم زد.نیلوفر هم یکی از ناشرهای کم کار این چند سال اخیر است ; که ظاهرا" کارهایش بیشتر از ناشران دیگر در ارشاد می ماند اما با این حال دو تا از بهترین کتاب هایش "کیفر آتش" و"طبل حلبی"امسال در نمایشگاه حاضر است.ثالث هم کتاب "راونکاوی فرهنگ عامه" حسین پاینده را دوباره منتشر کرده که قبل از آن توسط طرح نو درآمده بود.نشر ثالث مدتی است که سعی می کند کارهای جدی تری را در ادبیات ایرانی خارجی منتشر کند.اما نشر آگه که دو کتاب ارزشمند تاریخ هنر و هنر درگذر زمان را منتشر کرده بود هیچکدام را به نمایشگاه نیاورده یا نرسانده ولی بقیه کارهایش که بیشتر در زمینه اندیشه و جامعه شناسی است در نمایشگاه حاضر است.نشر آگه از آن انتشاراتی است که مدیریت قوی دارد.به دوستانی که علاقه مند کتاب هایی در زمینه فلسفه بخوانند غیر از طرح نو می توانند از کتاب های این نشر استفاده کنند خصوصا کتاب "تبار شناسی اخلاق" نیچه. 

دوشنبه بیستم اردیبهشت:

                                           آهنگی دیگر،قطره،آشیان

 انتشارات آهنگی دیگر که در زمینه شعر فعال است کار جدید آقای خافظ موسوی و مجموعه جدید شمس لنگرودی را در قطع جیبی با عنوان "لب خوانی های قزل آلای من" منتشر کرده است. در این نشر کتاب جالبی نیز دربارهء موسیقی با عنوان"تاریخچه موسیقی راک" منتشر شده است.نشر قطره که در زمینه نمایشنامه همیشه پر کار بوده و هست امسال مجموعه نمایشنامه های آریستوفان را منتشر کرده که اگر دربارهء موقعیت آریستوفان در یونان باستان و کمدی های وی بیشتر بدانیم به ارزش این کار ناشر و مترجمین آن پی خواهیم برد.اما نشر آشیان ناشر کمتر شناخته شده ای است که سابق بر این مجموعه ای از کتاب هایی که واژه ها و ایسم های موجود در اندیشه و دسته بندی های ایدئولوژیکی را مثل فمنیسم،پوپولیسم،طبقه..منتشر کرده بود امسال با کارهای جدید و ارزشمندی به نمایشگاه آمده از جمله "گفت و گوهایی دربارهء انسان و فرهنگ" ناصر فکوهی،"پرسه زنی و زندگی روزمرهء ایرانی" عباس کاظمی،"دربارهء تلویزیون وسلطهء ژورنالیسم"پیر بوردیو ترجمهء ناصر فکوهی.

یکشنبه نوزدهم اردیبهشت:

                                         چشمه،گام نو،ققنوس

نشر چشمه در این یکی دو سال اخیر چند مجموعه مقالات دربارهء ادبیات منتشر کرده که به نظر من همگی شان کارهای ارزشمندی از جمله "نگاه خیره منتقد" به ترجمه امیر احمدی آریان و کتابی که مجموعه مقالات ترجمه شده محمد جعفر پوینده است و به طور ناباورانه ای اجازه فروش در نمایشگاه را ندارد کتابی که ظاهرا" چند ماه است چاپ شده ولی اغلام وصول آن داده نمی شود.من نمی دانم وزارت ارشاد چه جوابی برای این مسئله دارد که کتاب به این ارزشمندی در نمایشگاه غایب است آن هم به دلیل سهل انگاری یا...اما چشمه چند کار ترجمه داستانی هم درآورده که  طرح چلدهای بهتری نسبت به کارهای ایرانی اش دارد و مجموعه اشعاری که بهترینش:"می میرم به جرم آنکه هنوز زنده بودم"شمس لنگرودی است.از کارهای قبل چشمه کتاب "لوتر مردی میان خدا و شیطان " را پینشهاد می کنم:دربارهء لوتر به عنوان ریشه و پایهء اندیشه اصلاحات دینی و جامعه سرمایه داری هر چقدر بدانید کم است.در انتشارات ققنوس کتاب جدید خاصی ندیدم(شاید هم به خاطر شلوغی!) ولی در همان شلوغی هم کتاب "آفتاب پرست نازنین" محمد رضا کاتب دیده می شد نویسنده ای که کارهای خوبی از جمله "هیس" را درکارنامه اش دارد که همین نشر ققنوس منتشر کرده.و کتاب دیگری که مدت ها پیش  به دستم رسید:"جنگل پنیر" فرشته احمدی که به تازگی منتشر شده و در جلسه رونمایی اش حاضر شدم و نظراتم را قورت دادم!اما از کارهای قبل این ناشر کتاب "فروید در مقام فیلسوف" را به دوستان و غیر دوستان پیشنهاد می کنم.انتشارات گام نو هم که بیشتر در حوزه اندیشه و فلسفه کار می کند حضور کم رنگی در نمایشگاه دارد و تنها می توان از دو کتاب "تفکر اضطراری" امید مهرگان و "تنهایی دم مرگ" نوربرت الیاس که از کارهای سابق این نشر است اشاره کرد.

 شنبه هجدهم اردیبهشت:

                                        خوارزمی،کارنامه،ماهی

سه نشر ارزشمندی که متاسفانه غرفه های کوچکی به آن ها اختصاص داده شده و تعداد کتاب های شان هم زیاد نیست اما هر کدام از آن ها پر ارزش است.نشر کارنامه که دکور آشپزخانه ایش هر روز بزرگتر و غرفه اش کوچکتر می شود روی کتاب آشپزی دریابندری بیشترین سرمایه گذاری را کرده ولی کتاب های بهتری در زمینه داستان و ادبیات دارد مثل:پنین ناباکوف،بازمانده روز ایشی گورو،زندگی من و فیل در پرونده برانیسلاو نوشیچ که حرف های زیادی برای گفتن دارد. انتشارات خوارزمی که سال هاست کتاب جدیدی را متشر نکرده و همان کارهای قبلش را چاپ می کند سابقهء طولانی و پر بهایی در زمینه ترچمه آثار ادبی و فلسفی دارد که هنوز هم نان دوران جوانی اش را می خورد:هاکلبری فین ترجمه دریابندری،جنایت و مکافات مهری آهی،گفتگو با کافکا گوستاو یانوش و... اما نشر  ماهی نشر جوانی است که دارد پا جای پای خوارزمی می گذارد تا در سال های بعد نان جوانی اش را بخورد ناشری که کتاب های ترجمه ای که منتشر می کند بی نقص است و می توان گفت در زمینه ترجمه ادبی جزو ناشران اول نمایشگاه به حساب می آید.نشر ماهی کتاب هایش را در قطع جیبی و رفعی منتشر می کند اما کیفیت و دقت کارهایش به یک اندازه است.این ناشر که به نظر من با چاپ کتاب های اشتیلر ماکس فریش و یعقوب کذاب یوزف بکر خدمت بزرگی به ادبیات کرده و کتاب های دیگری چون:رویای آدم مضحک داستایوسکی،مترجم دردها و خاک غریب جامپا لاهیری با ترجمهء ارزشمند امیرمهدی حقیقت(که کار جدیدش که ترجمهء داستان های سام شپارد است شاید تا روهای آخر به نمایشگاه برسد،امیدوارم)،مجموعه نامرئی،مدرنیسم پست مدرنیسم،مبانی نظریه ادبی هم دارد و به تازگی کتاب "بیگانه" کامو را با ترجمهء خشایار دیهیمی نیز به طور شکیلی درآورده است. 

 جمعه هفدهم اریبهشت:

                 ناشران غایب:توس،طرح نو،کاروان ،جامه دران،مینوی خرد ،اختران...

علاوه بر ناشران حاضر در نمایشگاه ناشرانی هم هستند که نبودشان در نمایشگاه به چشم می آید.غیبت کاروان که معلوم بود و ظاهرا" قرار است مجوزش هم باطل شود،مجموعه آثار عامه پسند پائلوکوئیلو و چند رمان دیگر از جمله "عشق" تونی موریسون از کارهای منتشر شده کاروان است.از چرایی غیبت جامه دران و توس چیزی نمی دانم ناشری که در کارنامه اش مجموعه ارزشمند داستان های چخوف با ترجمهء استپانیان را دارد.اما به نظر طرح نو به دلیل سخت گیری هایی که به این نشر وارد شده در نمایشگاه حاضر نشده و در مقابل در کتابفروشی اش که اتفاقا" نزدیک نمایشگاه هم هست کتاب هایش را با 25 درصد تخفیف ارائه می دهد. کتاب جدیدی که دربارهء هنر و ادبیات است به نام "پاره های فکر" نوشته مراد فرهاد پور از جدیدترین کارهای این نشر است و کتاب های ارزشمند دیگری مثل "خاطرات و فراموشی" محمد قائد و "عقل افسرده" فرهادپور که به تازگی تجدید چاپ شده اند و به شکل گالینگور هم درآمده اند،این نشر بیشتر در حوزه فلسفه و اندیشه فعال است اما چند کار ادبی نیز در کارنامه اش دارد و کتابی به نام "این ابرها روزی خواهند بارید" و نشر مینوی خرد که با کتاب های ارزشمندی که دربارهء ادبیات و نقد ادبی منتشر کرده نبودش در نمایشگاه محسوس است.نبود.نبود این ناشرینی که کتاب های ارزشمندی چاپ کرده و می کنند،چه خواسته و چه ناخواسته،و پر کردن نمایشگاه ار ناشرینی که کتاب های یک بار مصرف و گاه بی ارزش منتشر می کنند کم کم نمایشگاه را تبدیل به یک کارناوالی برای گذران وقت مردمی می کند که چایی برای تفریح کردن پیدا نمی کنند...

 پنج شنبه شانزدهم ادریبهشت:

                                                       نشر نی،نشر مرکز

                                 محمد علی کاتوزیان،مهدی سحابی،داستایوسکی

مجله مهرنامه این شماره بخشی از کتاب جدید آقای کاتوزیان را منتشر کرده است کتابی به نام "خلقیات ما ایرانیان" با ترجمهء حسین شهیدی.از همان بخش منتشر شده و محوریت کتاب که دربارهء کم آبی و دیکتاتور دوستی ایرانیان است معلوم است که این کتاب کتاب ارزشمندی جه از نطر تاریخی و چه اجتماعای است.این کتاب در نمایشگاه نیست و هنوز معلوم نیست کدام ناشر آن را چاپ می کند(یا اینکه اصلا" اینجا می تواند منتشر شود یا نه!) اما از این جامعه شناس ارزشمند ایزانی نشر نی کتاب "تضاد دولت و مردم" و "تئوری توطئه در ایران" و نشر مرکز دو کتاب دربارهء هدایت به قلم ایشان و کتاب"نه مقاله در جامعه شناسی ایران"،"اقتصاد سیاسی ایران"،استبداد و دموکراسی، را منتشر کرده که هر کدام شان پر از دانش تاریخی دربارهء ایرانیان دیروز و امروز است.از تازه های نشر نی نیز کتابی دربارهء  زندگی و تفکرات داستایوسکی است که نباید از آن گذشت و همینطور چند کتاب دیگر در حوزهء داستانی.اما نشر مرکز که این چند سال کتاب جدید زیآدی درنیاورده تنها به کتاب افسانه های ایتالیایی کالوینو بسنده کرده.اما در فهرست کتاب هایش به یاد مهدی سحابی  25 کتابی که این مترجم ارزشمند با این نشر درآورده لیست کرده که هر کدام شان ویژگی ها و ارزش های خاص خود را دارند.

پی نوشت:نشر مرکز ترجمهء کتاب ارزشمندی از استاد حق شناس  به نام زبانشناسی را نیز منتشر کرده که پیشنهاد می کنم  همهء کسانی که می خواهند حتی یک پارگراف دربارهء زبان اثری بنویسند حتما" این کتاب را بخوانند.     

 چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت:

                             بیان سلیس،شهر کتاب،فرهنگ معاصر،پرتو علم آرا

این سه غرفه تنها غرفه های خارجی هستند که می توان در آن ها کتاب های ادبی و هنری پیدا کرد.هر چند که در هر سه غرفه هم کتاب چندانی دیده نمی شود و بیشتر کتاب های مانده در انبار سال قبل شان را به نمایشگاه آورده اند( یا مابقی کتاب های که قبل از نمایشگاه به دانشگاه ها و موسسات از ما بهتران فروخته اند!)غرفه شهر کتاب برخلاف سال های قبل فقط یک قفسه به ادبیات و هنر(آن هم کارهای کلاسیک افست!)اختصاص داده بود و ظاهرا از سال بعد به جرگه ذیگران خواهد پیوست ولی در بیان سلیس اگر صبح اول وقت حاضر می شدی چشم تان به جند کتاب جدید می خورد کارهایی از کرواک،موراکامی و تونی موریسون،که ظاهرا" سالی دو سه کار چدید چاپ می کنند،رولد دال،آپدایک،ناباکوف و نویسندگان محجوری که با دیدن سابقه کاری شان یا دانش قبل می توان کتاب های شان را شناخت.بخش فرانسهء بیان سلیس که تنها غرفه ای است که کتاب های خوب فرانسوی را به نمایشگاه می آورد هم فرق زیادی با کتاب های سال قبلش نداشت اما در روبروی این غرفه می توان در فرهنگ معاصر کتاب های فرانسوی زیادی(نه چندان!) در زمینه های مختلف دید یا سفارش خریدشان را داد.در غرفه پرتو علم آرا می توانید کارهای کلاسیک را با قیمت مناسب پیدا کنید این غرفه در زمینه زبان های متفاوت و دیکشنری نیز کتاب های خوبی به نمایشگاه آورده من بین دیکشنری ها لانگمن را پیشنهاد می کنم.

دو نکته در هنگام گشت در بین کتاب های خارجی مشهود بود: یکی اینکه فصل مشترک همه در زمینه داستان و نمایش کارهای شکسپیر و دیکنز است که به شکل های مختلف در هر غرفه ای دیده می شود ارزان بودن و ساده کپی شدن این کارها و یا به روز نشدن ذهن غرفه داران دلیل اصلی آن است(دوستان خبر ندارند که فارسی زبان ها    کارهای شکسپیر را به زبان مادری هم نمی خوانند چه رسد به زبان اصلی که کار...) و نکتهء دیگر اینکه خلاء عجیبی از کتاب های سیاسی و نقد ادبی حتی در همین یکی دو غرفه که کارهای ادبی جدی به نمایشگاه آورده بودند دیده می شدک تاب هایی که اتفاقا" نیاز امروز فرهنگ بی اندیشه ماست!

پیش از نمایشگاه:

نمایشگاه کتاب با تمام کاستی ها و ضعف ها و تنگ نظری هایی که در انتشار کتاب وجود داشته و دارد همیشه برای من جشنی بیکران است.در هر دوره ای از نمایشگاه گردیم کتابی بوده که خریدن و خواندنش من را وجد بیاورد.به همین خاطر فارق از همهء مسائل،امسال هم مثل همیشه در این ده روز به نمایشگاه سر می زنم و مطمئنم همیشه کتابی هست که نشناخته یا نخوانده باشم.متاسفانه تلخ است ولی باید گفت دوستانی که این همه از وضعیت نشر و ارشاد ایراد می گیرند و از کند بودن نشر و چاپ نشدن کتاب ها حرف می زنند هنوز بسیاری از کتاب های مهم وضرروی چاپ شده را هم نخوانده اند!دانستنش هم کار سختی نیست کافی یکی از مطالب شان را خواند یا برای دقیقه ای با آن ها همصحبت شد تا همه چیز آشکار شود.

امسال با وجود اینکه فکر می کردم دست کم  با پنج کتاب چاپ شده در نمایشگاه حاضر باشم ولی به دلیل آماده نشدن،تاخیر ناشرین و باقی ماجراها با همان دو کتاب قبلیم در نمایشگاه حاضرم:

مجموعه داستان مردم عادی زندگی معمولی(تالیف:نشر نی) 

 داستان نویسی نوین(ترجمه:چاپ دوم،نشر چشمه)  

رمانم، ترجمهء کتابی از کاپوتی و ترجمهء یک کتاب کودک هم در دست ناشر دارم که احتمالا" برای فصل بعد روی پیشخوان کتاب فروشی ها قرار می گیرد.

برخلاف سال گذشته که لیست صد تایی از کتاب های مورد علاقه ام را در این وبلاگ گذاشتم امسال هم به دلیل لیست قبلی و هم به این خاطر که در طول این چند سال در این وبلاگ دربارهء حدود صد کتاب یادداشت نوشته ام و به معرفی آن ها پرداخته ام   قصد دارم روز نوشت هایی دربارهء نمایشگاه بنویسم و بیشتر به معرفی ناشرین و کتاب های حاضر در نمایشگاه(بیشتر فارسی و گاهی انگلیسی،فرانسه) بپردازم.خوشبختانه موقعیت خانه و رفت و آمدم هم طوری است که این امکان برایم وجود دارد که  هر روز سری به نمایشگاه بزنم.

ولی چرا کتاب و چرا نمایشگاه؟

به نظر من کسی که می خواهد داستان بنویسد یا دربارهء ادبیات و نقد حرفی بزند پیش از هر چیزی باید یک کتابخوان حرفه ای باشد.این مسئله شوخی بردار هم نیست! نویسندگانی که هنوز از ادبیات پیشین خود و جهان چیزی زیادی نمی دانند بیخود بی جهت دست و پا می زنند تا خود را یا کتاب و متن شان را موجه جلوه دهند(حالا چه با جایزه،چه روزنامه و جلسات و چه با غرغر از وضعیت موجود و جریان ادبی)در واقع یک کتاب بعد از انتشارش باید خودش روی پای خودش بایستد وگرنه به به و چه چه دوستان برای کتاب و نویسنده اش چیزی به ارمغان نمی آورد.متاسفانه در این چند سال نخواندن رمان های کلاسیک این دو قرن(نوزده و بیست) نخواندن تئوری های نقد ادبی و فلسفه باعث شده شاهد یادداشت نویس هایی(نه منتقدان یا نویسندگانی)کوتوله و میان مایه باشیم که حرف های شان را دیگر در سطل زباله تاریخ هم جا ندارد کسانی که حرف ها و متن های شان را با مزاجی آتشین فریاد می زنند و نمی دانند خوانندهء کتاب خوانده این حرف ها را در کارهای نویسندگان و هنرمندان چند قرن پیش به بهترین شکلش شنیده و دیگر آنقدر آبکی شده که تبدیل به بن مایه های سریال های تلویزیونی گشته است(من فکر می کنم اگر نویسندگان ما همین سریال های یک بار مصرف خارجی را هم ببیند کتاب های شان را جمع کرده و در انباری مخفی کنند!) به قول باختین: هر جند این نویسندگان یکپارچگی زبان و تک صدایی ساده لوحانه خود را باور دارند و  ابلهانه سرسختی نشان می دهند اما ضعف بنیادین متن به سادگی برای خواننده رمان خوانده تشخیص دادنی است.

در هر صورت من معتقدم کمبود و گاهی خالی بودن از مطالعه کتاب یکی از دلایل اصلی ضعف داستان نویسی و نقد ادبی در جامعهء ماست(و در کنارش سر جای خود نبودن آدم ها در این ورطه!) وگرنه به قول دوست وبلاگی بدون داشتن مطالعه‌ای عظیم و فراگیر، بدون داشتن یک انسجام  درونی ناشی از غنای دانسته‌های فردی یا گروهی، بدون  یک تجربه‌ی عینی درونی‌شده‌ی که به داشته های پیشین ادبیات آگاه است  نمی‌توان حتی یک داستان قابل تامل یا یک یادداشت نوشت.میان‌مایه‌گی را نباید با بی‌ادعایی،بی‌حاشیه‌گی اشتباه‌‌گرفت زیرا که میان‌مایه‌گان غلط‌اندازاند و نویسندگان و منتقدان بزرگ همواره در متن شان تاریخ ساز و مدعی بوده اند.

+ مهدی فاتحی ; ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()