زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

خلاصه ای از تاریخ تولد زبانشناسی و ترجمه

دربارهء زبان و ترجمه رساله ها و مباحث زیادی از ابتدای زایش دانش و فرهنگ بشری مطرح شده است.از یونان باستان(به عنوان مادر فرهنگ نوین امروزی) که در آن رواقیان(پروتاگوراس و هرودیانوس)بحث های مفصلی دربارهء زیان و آوا شناسی و تاثیرات سخنوری با یکدیگر داشتند تا دوران قرون وسطا که بیشتر از هر شاخه ای از زبانشناسی بیشتر به مقوله صرف و نحو زبان می پرداختند-در دوران یونان باستان به دلیل فرهنگ غنی یونانیان زبان یونانی در بیشتر کشورهای زیر سلطه اش مورد استفاده بود و جاهای دیگر نیز برای خواندن و شناخت فلسفه و رساله های علمی و فکری نیاز به یادگیری این زبان داشتند.(این مرحله از تاریخ را می توان شروعی برای ترجمه کتاب از زبانی به زبان دیگر دانست) بعد از تسلط امپراطوری روم و شکست یونانیان در عرصهء جنگ،فرهنگ یونانی به طور وسیعی روم باستان را درنوردید و رومیان نیز که خود را صاحب فرهنگ پایین تری از آنان می دانستند با سعهء صدر فرهنگ و هنر یونان را پذیرفتند (ویرژیل در این باره می گوید:بگذار تا فرهنگ یونانی روم را فرا بگیرد و امپراطوری روم صلح را فراهم آورد.)در این فاصله بسیاری از کتب و رسائل یونان(نمایشنامه،فلسفه،نجوم و ...)به زبان لاتین ترجمه شد و زبانشناسان رومی چون وارون و پرسکینوس در این باره تالیفات زیادی داشتند.کم کم با گسترش امپراطوری روم زبان لاتین با لهجه های متفاوت محلی در کشورهای اروپایِی و حاشیهء آن به کار رفت(شروعی برای شکل گیری زبان های انگلیسی،فرانسه،آلمانی که ریشه لاتین دارند.)با سقوط امپراطوری روم غربی و انتقال پایتخت روم به بیزانس و آغاز امپراطوری روم شرقی و قرون وسطا با اینکه در روم شرقی زبان یونانی رواج داشت ولی باز هم زبان لاتین به عنوان زبان رسمی امپراطوری و کلیسا مورد استفاده و تقدیس بود.در این دوره نیز پتروس و راموس در مطالب شان توجه زیادی به زبان و صرف و نحو آن داشتند.در ترجمه نیز انجیل و تفاسیر آن به عنوان کتابی مقدس برای تمام جهانیان ترجمه شد و از این طریق ترجمه با حمایت کلیسا گسترش یافت.در این مرحله علم زبان شناسی بیشتر از آنکه به آواشناسی و ساختواژه بپردازد به علم صرف و نحو زبان پرداخت زیرا که زبان لاتین در چنین گستردگی با لهجه های متفاوتی بیان می شد و دیگر کلیسا بیشتر از هر چیزی به ساختار زبان برای ترجمهء متونش توجه نشان می داد. در این دوره است که اولین نظریات و رسائل دربارهء ترجمهء زبان منتشر شد از جمله قدیس جروم که رسالهء مفصلی دربارهء نظریه ترجمه به تحریر درآورد و در آن ثابت کرد که ترجمهء متن به شیوهء مفهوم به مفهوم بر ترجمهء لفظ به لفظ رجحان دارد.

علم زبان شناسی تا شلایخر و بعد دوسوسور که با جدا کردن رابطهء دال و مدلول انقلابی در ا ین علم و تمام اندیشه بشری به وجود آورد فراز و فرودهای زیادی داشته و ترجمهء متن از زبان مبدا به مقصد نیز بر همین اساس با نظریه های زیادی مورد پرسش قرار گرفته است.

در این وادی وانفسا که تالیف و چاپ متن کمتر و دشوارتر از ترجمه و چاپ متنی از زبان خارجی است همیشه بحث و جدل های اساسی به راه بوده و هست،طوری که دامن بزرگان ترجمه،از جمله نجف دریابندری،را هم گرفته است.

دریابندری در مقدمهء کتاب چنین کنند بزرگان دربارهء ترجمه اش حرف هایی می زند که ناشی از همین گیر واگیرهای عرصهء ترجمه است.او با عصبانیت و طنز منتقدان و سنت گرایان را نشانه می رود و این خود مدرکی است دال بر اینکه این بحث و جدل دامن خیلی ها را گرفته.بازخوانی دوباره بخشی از این مقدمه(آن هم وقتی که همه به محافظه کاری خو گرفته اند و از ترس چاپ نشدن مطالب و کتاب های شان به رو بوسی یکدیگر مشغولند) زیاد هم بد نیست.

مقدمه ای بر ترجمه کتاب چنین کنند بزرگان نوشته  نجف دریابندری

 انتشار کتاب حاضر فرصت مساعدی است برای همهء کسانی که احیانا" همیشه منتظر بوده اند نویسندهء این سطور خود را در وضع نامساعدی قرار دهد زیرا که در این کتاب مترجم نه تنها اصل امانت در ترجمه را زیر پا گذاشته بلکه در حقیقت می توان گفت که به هیچ اصلی پابند نمانده است.در کتاب حاضر چنان که اشاره شد قطعات فراوانی از متن اصلی ساقط شده و در قطعات ترجمه شده نیز جملات و عبارات جعلی فراوانی از قلم افتاده و به جای آن ها یا حتی در جاهای نامربوط دیگر جملات و عبارات جعلی فراوانی گنجانده شده است که به علت جعلی بودن در متن اصلی به هیچ وجه دیده نمی شود.همچنین در ضبط فارسی اعلام تاریخی و جغرافیایی هیچ قاعده معینی جز سلیقهء شخصی رعایت نشده.معادل لاتینی اعلام نیز در پای صفحات به توضیحات غیر لازم اختصاص یافته است که غرض از آن ها نه تنها برای خوانندگان بلکه برای خود مترجم نیز روشن نیست.به علاوه مترجم چه در مقدمهء کتاب و چه در پشت چلد از آوردن شرح حال نویسنده ولو به اختصار،به منظور روشن کردن ذهن خوانندگان،غفلت ورزیده به طوری که خوانندگان ناچار خواهند بود طبق معمول با ذهن تاریک به خواندن کتاب بپردازند.با این کیفیت معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارشان خواهد بود.از همهء این ها گذشته مترجم اسم کتاب را هم بدون ضرورت خاصی تغییر داده و در نتیجه ناجار شده است اسم دیگری روی کتاب بگذارد که با عنوان اصلی فرق دارد.به این ترتیب می بینیم مترجم خود را مستوجب انواع و اقسام انتقادات و جملات حوانمردانه ساخته است و معلوم نیست چه نیرویی خواهد توانست او را از ورطهء نیستی نجات بخشد.     

 

 

+ مهدی فاتحی ; ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()