زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

دربارهء فرار کن خرگوش جان آپدایک

نیم قرن بعد از انتشار!

در کارنامه کار جان آپدایک به 28 رمان، 8 مجموعه شعر و نزدیک به 800 داستان کوتاه هست که بیشتر آن ها قبل از  قبل از مجموعه شدن در نیویورکر به چاپ رسیده اند.اما با این حال بیشتر شهرت جان آپدایک به خاطر مجموعه رمان‌های خرگوش (Rabbit) است که در سال 1960 اولین جلد آن به چاپ رسید و او را به عنوان یکی از بزرگترین نویسنده‌های آن دوره ثبت کرد. این مجموعه شامل فرار کن خرگوش،بازگشت خرگوش،خرگوش پولدار است ( جایزه پولیتزر / 1981)، خرگوش در تعطیلات (جایزه پولیتزر / 1991) و به یاد خرگوش(2001) است که در تمام آن‌ها به زندگی شخصیتی به نام هری آنگستروم که معروف به ربیت (خرگوش) است پرداخته می‌شود.

در میان این رمان ها تنها فرار کن خرگوش به همت آقای سهیل سمی ترجمه شده(آن هم بعد از حدود نیم قرن!)و ما بقی هنوز در زبان فارسی وجود ندارد.اینکه جرا کارهای بار ارزش نویسندگانی چون آپدایک که جایگاه مهمی در ادبیات دارند ترچمه نمی شوند و از کارهای دیگری که اصولا ضعیف تر و بی ارزش تر است چندین و چند ترجمه در بازار می آید چند دلیل دارد و اینکه گفته می شود "پیشرفت وسایل ارتباطی موجب شد تا ما ناگهان از ترجمه آثار نویسندگانی چون الکساندر دوما و فئودور داستایفسکی به دوره نویسندگان پست مدرن برسیم بدون این که دوره گذار را شناخته باشیم"درست نیست و دلایل مهمتری دارد از جمله سنگینی متن و توصیفاتی که آپدایک به کار می برد و صحنه های جنسی و با جزئیات فروانی که در کارهایش است.

این مسئله دربارهء ترجمهء فرار کن خرگوش هم متاسفانه وجود دارد و چندین صفحه از رمان به همین خاطر کنار گذاشته شده است:صحنه اولین رابطهء روت و هری آنگسترم در آپارتمان شان که یکی از کلیدهای پیرنگی رابطهء بین این دو است.جزئیات فیزکی و تفاوت های اساسی این دو زن در رابطه،بو،لطافت...(جنیس زن هری و روت معشوقه تازه به دست آمده اش)خود یکی از دلایلی است که هری روز بعد پابند روت می شود و می خواهد هر طور شده کنارش بماند اتفاقی که در پایان رمان منجر به حامله شدن روت می شود.در واقع عطش بی پایان هری برای به دست آوردن امری نو(در هر جیز)ار محورهای اساسی رمان و شخصیت هری است.حذف این بخش از رمان ضربهء بدی به کلیت اثر در زبان فارسی زده و در نوع خودش در یک اثر ادبی هنری غیر قابل جبران است.یکی از مسائلی که در دههء شصت در آغاز انتشار فرار کن خرگوش مطرح شد همین صحنه های پر جزئیات و خاص آپدایک در روابط زن و مرد رمانش بود که عده ای از منتقدان در این باره نوشتند که او با پرداخت وسیع به این مسائل قصد جذب مخاطب داشته است.مسئله ای که کم کم با باز شدن ارزش های اساسی رمان کنار گداشته شد و این صحنه ها نیز به حلقه های معنایی،سبکی کار آپدایک پیوست(و چه حیف که ما در زبان فارسی با تنگ نظری ها دربارهء اثر هنری نمی توانیم به طور کامل دربارهء اثر حرف بزنیم و تحلیلش کنیم و همیشه یک پای کارمان به هر حال می لنگد!)

رمان فرار کن خرگوش، و بعد از آن کارهای دیگر همین سری،توسط منتقدان وقت از زوایای گوناگونی بررسی شده است:آپدایک به عنوان میراث دار نویسندگان آمریکایی چون ملویل در این رمان از استعارات((metaphorزیادی استفاده کرده چه در انتخاب نام و شهرت شخصیت ها(خود شهرت خرگوش برای کاراکتر اصلی رمان در بر گیرندهء شباهت های شخصیتی بین هری و خصوصیات خرگوش است) و چه در نام جاده ها و شهرها و مکان های موجود در روایت.از منظر انتقاد اجتماعی و تاثیرات رسانه ها و تلویزیون(البته در دههء پنجاه نه امروز!)بحث های زیادی در این باره شده،از منظر فلسفی و تفکر و وضعیت انسان امروز که در شرایط  بی معنایی و پوچی در جستجوی معنا دست به هر کاری می زند و از هر جارچوبی گریزان است...

برای آپدایک نویسنده فرانتس کافکا،جان ا ُهارا، مری مک کارتی، جان چیور، دونالد بارتلمی، ولادیمیر ناباکاف، جیمز جویس، جیمز تربر و آنتوان چخوف بیشترین تاثیر را داشته اند و به وضوح می توان سبک و نوع داستان نویسی آن ها را در کارهای آپدایک دید.او در میان فیلمسازان آمریکایی علاقه خاصی به وودی آلن دارد و می گوید:اگر بخواهم از کسی نام ببرم که به خاطر دیدن فیلمش سراسیمه از خانه خارج می‌شوم، وودی آلن است وودی آلن نماینده نسل یا گروه خاصی نیست. او تنها فیلمساز آمریکایی ای است که به نظر من همچون فلینی و آنتونیونی به بیانی شخصی دست یافته. فیلم‌های او مثل رمان‌های یک رمان نویس است؛مجموعه‌ای از تغییرات مدام تفکری خاص. اگر او را به عنوان یک نویسنده مطالعه کنید، در می‌یابید که او نیز حد و مرزهای خاص خودش را دارد.

از رمان فرار کن خرگوش اقتباس سینمایی نیز صورت گرفته و فیلمی بر اساس آن ساخته شده که بر روی پوستر آن نوشته شده:3 months ago Rabbit Angstrom ran out to buy his wife cigarettes. He hasn't come home yet

 نوشتن و حرف زدن از انتقادات اجتماعی رمان از آن جهت که مربوط به آمریکای دههء پنجاه است نه امروز کار عبث و بی معنایی است.حتی در شیوه و سبک نیز این رمان بیشتر به عنوان کار کلاسیک به حساب می آید اما توصیه به خواندن الزامی این رمان برای تمام علاقه مندان به ادبیات امکان پذیر است زیرا که با وجود حذف ها و ناملایمت هایی که در چاپ این اثر صورت گرفته(شاید هم مابقی این مجموعه که ظاهرا" در حال ترجمه و آماده شدن است)هنوز هم رمان قدرت و ارزش های خود را حفظ کرده و در فضایی که رمان ها و نویسندگان درجه دو و سه را به عنوان فصلی از ادبیات و تاریخ به خورد خواننده بی خبر فارسی زبان می دهند می توان گفت این رمان از ارزشمندترین رمان های نیمه دوم فزن بیستم است که در زبان فارسی منتشر شده است. 



+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()