زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

"شلیک به پیانیست" بعد از ده سال توسط نشر نیلا به چاپ می رسد؟!

مشکل چاپ کتاب در ایران فقط وزارت فرهنگ یا ارشاد نیست.ناشرین ما(یا مشکلاتی که ناشرین دارند)هم با تمام ایراداتی که می گیرند خودشان سد بزرگی در مقابل چاپ کتاب هستند.به نظر من با این وضعیت اگر وزارت ارشاد گل و بلبلی هم داشتیم باز هم تغییر زیادی در چاپ کتاب ها به وجود نمی آمد.مسئله بزرگتر و پیچیده تر از این هاست:کتاب نخواندن مردم،برنگشتن سرمایهء ناشر،عدم مدیریت چاپ و نشر،باند بازی روزنامه چی ها،معرفی شدن کتاب های بد و نویسندگان بدتر،نبود کاغذ و همینطور ادامه پیدا می کند تا می رسد به جایی که مدت هاست در عرصهء ادبیات مان نویسنده ای حرفه ای و جدی نداشته ایم و نداریم.متاسفانه در این وادی هر کس در هر پستی که قرار گرفته،با تمام ادعایش،آجری دیگر روی این دیوار گذاشته و مشکل را به گردن دیگران انداخته.

اما چگونه بنگاهی که خود مسئول چاپ کتاب است تبدیل به سدی بزرگ در مقابل آن می شود؟  

"شلیک به پیانیست" نام مجموعه داستان اول من است که از ظهور تا حضورش قصه ای طولانی دارد:سال هشتاد و سه بود که مجموعه ای از داستان هایم را جمع کردم و به پیشنهاد دوستی به نشر نیلا سپردم(به قول یکی دیگر از دوستان:مگر نیلا مجموعه داستان هم چاپ می کند؟ بله آن موقع ها چاپ می کرد!!) سال هشتاد و چهار بود که تایید شد و قرار داد چاپ نوشته شد.اواخر سال هشتاد پنج ناشر کتاب را به ارشاد سپرد.کتاب در ارشاد ماند و ماند.اصلاحیه خورد و  ماند.یکی از داستان هایش حذف شد تا همین یک ماه پیش(یعنی سال هشتاد و نه!) مجوز چاپش صادر شد.نشر نیلا قول داده،چون کارهای زیادی برای آماده شدن دارد!،سال بعد یعنی سال نود آن را آماده کند و تا سال نود و یک احتمالا" به چاپ می رسد البته احتمالا"!!!!!!!!!!!!

طبق این سند،سی درصد(سه سال)تاخیر در چاپ این کتاب به ارشاد و هفتاد درصد(هفت سال)آن به ناشر برمی گردد.حالا اگر ارشادی هم نبود و قرار بود کتاب بی هیچ خوانشی به چاپ برسد باز هم فرق زیادی می کرد؟شاید کتاب های زیادی روی میز ارشاد باشد اما آیا  کسی آمار تعداد کتاب هایی را که روی میز ناشرین یا پشت چاپخانه ها مانده دارد؟

در این فاصله من دو کتاب دیگر به چاپ رسانده ام("داستان نویسی نوین" و "مردم عادی زندگی معمولی") رمانم توسط نشر چشمه به ارشاد سپرده شده و  منتظر مجوز است،دو کتاب دیگرم نیز تا چند وقت دیگر راهی وزارت ارشاد می شود تا در میانهء این راه صعب العبور قرار گیرد.نمی دانم تا موقع چاپ"شلیک به پیانیست" چه اتفاق های دیگری بیفتد؛شاید چند جنگ جهانی را هم پشت سر گذاشتیم و دولت های زیادی آمدند و رفتند(همانطور که طی این سال ها کارمندهای نشر نیلا بارها عوض شدند و هر سال یکی پاسخگو بود.)شاید در جایی انقلاب یا قحطی شد،شاید دریاها خشکید،شاید زلزله شد و این کتاب همراه با دیگر کتاب های مانده در ارشاد و ناشر و هارد کامپیوتر نویسندگان به زیر خاک رفت...

می گویند در آن طرف آب ها،از زمانی که نویسنده کتابش را آماده می کند تا چاپ شدنش چند روز فاصله است(ده تا سی روز)به قصهء پریان می ماند!شاید هم ماییم که در سرزمین جن زده ای زندگی می کنیم.اما دوستان گرامی(یا ای آجر های روی این دیوار!)چه در سرزمین پریان باشیم و چه میان اجنه،ما باز هم انسانیم،و برای یک انسان ده سال زمان زیادی است،شاید اگر موجود دیگری بودیم این اتفاق اینقدر مایهء تاسف نبود...

 

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()