زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

به کجا چنین شتابان...

حکم مرگ سینمای ایران مدت هاست که صادر شده و فیلم های خوبی هم که در جشنواره بود اجازه اکران نگرفته اند(مثل "اشکان انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" شهرام مکری)

سالن سینما ها از طبقه ای از جامعه خالی شده و حالا بخش اندکی را به خود جذب کرده است. فیلم های روی پرده بیشتر به فروش چیپس و پاپ کورن کمک می کند و نمی توان نام هنر هفتم را روی این فیلم ها گذاشت.

بازیگران سینما در دلقک بازی و عشوه و کرشمه ریختن در مقابل دوربین از هم سبقت می گیرند؛در یک اتفاق کم سابقه در تاریخ سینمای ایران پنج فیلم با بازی الناز شاکر دوست اکران شده: "ناسپاس،فاصله،کارناوال مرگ،از ما بهترون و باد در علفزارها می پیچد." و شش فیلم در انتظار اکران دارد:"مانگدیم،پوسته،چراغ قرمز،حرکت اول،شرط اول و اینجا تاریک نیست." علاوه بر این در حال حاضر فیلم هایی نیز با بازی او در رسانه های تصویری موجود است! این ها را جمع کنید با بازی او در سریال  قلب یخی و چند فیلم تلویزیونی!!چهره اش در بسیاری از بیلبوردها و کنار سوپر مارکت ها دیده می شود؛ نگاهی خیره به چهرهء ثابت و بی گریم این بازیگر در تمام این فیلم ها،حفرهء موجود در وضعیت سینما را به ما نشان می دهد.

این بازیگران چقدر برای نقش های شان وقت می گذارند؟چقدر فکر می کنند؟اصلا" فکر می کنند؟واقعا" در این برهوت سینما چه چیزی باعث گرم شدن بازار این نوع بازیگران شده!؟

دیگر هیچ کس دربارهء فیلم های تازه اکران شده حرف نمی زند و کسی منتظر اکران فیلمی نیست.تمام فیلم ها از روی هم نسخه برداری شده و حتی بازیگران مشترکی هم دارند!سوژه ها تکراری است و پست تر از فیلمفارسی ها.

بازیگری هنر نیست،یک بازیگر(Actor) هنرمند(Artist) نیست.مجریان بی مایهء تلویزیون بازیگران را به نام هنرمند معرفی می کنند و با این ورچسب نام هنر و هنرمند را به گه می کشند...

چه آسان و چه با شتاب می توان خانه ای را ویران کرد.اما...

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()