زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

قهرمان دوران:لرمانتف،پچورین

میخائیل یوری یویچ لرمانتف(1814-1841)شاعر،نمایشنامه نویس و نثرنویسی رمانتیک بود.او که به شدت تحت تاثیر بایرون و پوشکین قرار داشت بعد از مرگ پوشکین مرثیه بلند بالایی نوشت و حسابی به محافل اشرافی(که خود نیز از آن ها بود.)تاخت مرثیه ای که امروزه از ارزشهای ادبی برخوردار است.اشعار لرمانتف پر از یاس و ناکامی و کسالت از زندگی است،او از مردم بیزار بود و بیشتر زندگی کوتاهش را در تنهایی و انزوا به سر برد.لرمانتف انسان سرخورده و غمگینی بود و این در انتخاب و نوع شخصیت های روایات منثور و منظومش هم دیده می شود به طوریکه به قول تورگینیف چشمهایش حتی موقع خندیدن نیز پر از غم بود و هیچگاه نمی خندید.

از آثار منظوم او می توان "اهریمن"،نوچه"،"بالماسکه" را نام برد که در آن ها به روایت شخصیتی می پردازد که با وجود نشانه های قهرمانانه و زجرهایی که می برد در نهایت روی خوشی به زندگی و زیستن ندارد.

لرمانتف بعد از سفرهای زیادی که داشت وقتی حسابی در تنگنای مالی قرار گرفته بود مجموعه روایت هایی از شخصیتی به نام پچورین را برای چاپ در مجله ای نوشت که بعد آن ها را به عنوان اثر واحدی به اسم"قهرمان دوران"منتشر کرد که می توان گفت از بهترین آثار منثور اوست و حتی بعضی از روایات آن از بهترین کارهای ادبیات نیمهء اول قرن نوزدهم روسیه به حساب می آید.شخصیت پچورین بعد از آن در کنار شخصیت های ادبی و نمایه های ملت روس چون بازاروف،آبلوموف،راسکلینکف،ستاورگین،...در آمد.

در مجموعه "قهرمان دوران"(این اثر را نمی توان رمان نامید اما کاری است که در کنار کارهایی چون "یوگنی آنگین" و "نفوس مرده"زمینه رمان نویسی را در روسیه ایجاد کردند.)داستان ها حول شخصیت پچورین رقم می خورد و به اتفاق هایی که در طول زندگی برایش افتاده می پردازد.گاه راوی داستان ها درشگه چی است که او را می شناسد،گاه یکی از دوستانش و گاه از میان یادداشت هایی که او آن ها را رها کرده و دوراندخته خوانده می شود؛اما در این بین خود شخصیت پچورین شکل می گیرد و از شخصیت های سلفش در ادبیات روسیه پیچیده تر و قوی تر می شود(مثل یوگنی آنگین پوشکین)

در داستان اول"بلا"داستان رمانتیک گونه و افسانه واری است از اینکه چگونه پچورین دختر شرقی-قفقازی را که به او دلبسته از خانواده اش می دزد و باعث مرگش می شود.داستانی که به نسبت بقیه روایات ضعیف تر است و در آن از تناقضات ذهنی پچورین خبری نیست هر چند که از لحاظ زمانی آخرین روایت زندگیش محسوب می شود.داستان بعدیش"تامان" به لحاظ شکستن ساختار ذهنی خواننده و به هم زدن کلیشه چهرهء معصوم دخترکان زیبا و پسران نابینا صاحب ارزش است.اما ارزشمندترین داستان یا روایت داستانی زندگی پچورین قصهء "دوشس ماری" است که در اینجا به شخصیت واقعی و پرتناقض پچورین نزدیک شده و با دغدغه ها اصلی خود نویسنده آشنا می شویم.مردی که برای عشق و روابط عاشقانه اهمیتی قائل نیست و مرگ برایش فرق زیادی با زندگی کسالت باری که دارد نمی کند.او با بی خیالی بازیگوشانه با دختران رابطه برقرار می کند و در اوج رابطه اش از آن ها دست می کشد تنها برای اینکه آزادی های فردی و استقلال ذهنی اش را از دست ندهد.هنگام دوئل با وجود اینکه می داند اسلحه اش خالی است مقابل گروشینسکی می ایستد و تنها وقتی او حاضر به عذر خواهی نمی شود اسلحه اش را پر می کند و در مغز حریف خالی می کند.تک گویی های درونی پچورین در شب قبل از دوئل و تردیدی که از انجام دادن و ندادن این کار دارد از بخش هایی است  که خواننده را با شخصیت واقعی پچورین (به ظاهر زمخت اما از نظر درونی حساس و ظریف)آشنا می سازد و در خاطرش ماندگار می کند.داستان آخر یعنی "قضا و قدری" نیز بیشتر از هر چیز صاحب قصه ای خوب و پر تعلیق است و بیشتر از آنکه حول محور شخصیت باشد بر پایه تعیلق و جذابیت روایتی نوشته شده است.    

لرمانتف چه در شعر و چه در روایت جانشین واقعی پوشکین به حساب می آید که اندیشه های تلخ تر و گاه چند بعدی تر از او دربارهء جهان داشته است.او که مثل پوشکین در دوئل کشته شد جوان تر از آن بود که پروندهء کوتاهی در تاریخ ادبیات داشته باشد اما به قول خودش جهان پوچ تر از این ها به وجود آمده و پوچ تر از این ها به پایان می آید پیش از آن که چیزی یا کاری به سرانجام برسد.   

+ مهدی فاتحی ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()