زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

نویسنده به ظرافت یک جوجه تیغی است

آناکارنینای تولستوی با جمله’ فوق العاده ای آغاز می شود که به نوعی اندیشه اول رمان را در همین جمله می توان دید:خانواده های خوشبخت همه مثل هم اند اما خانواده های شوربخت هر کدام بدبختی خاص خود را دارند.هر چند تولستوی در اواخر عمرش رو به نابودی رفت اما نمی توان از ارزش های ارزشمند داستان گویی و هنر داستان نویسی او به خصوص در جنگ و صلح آناکارنینا گذشت.جمله’ اول رمان تولستوی هر چند به هنرمندی و تیزی نویسندگانی مثل کافکا(در محاکمه) یا پروست و یا کامو در بیگانه نیست اما عبارتی است درد آور که از ذهن یک نویسنده ای که تجربه زیسته دارد تراوش می کند.

موریل باربری در رمان ظرافت جوجه تیغی استفاده زیادی از این حرف تولستوی می کند و با پر و بال دادن به آن اندیشه’ وسیع تری را شکل می دهد.این رمان داستان تفکر و زندگی یک سرایدار است که از دغدغه های روشنفکرانه اش می گوید.داستان فرم و روندی کاملا" فرانسوی دارد و نویسنده شکل دیگری از رمان نویسی را تجربه کرده(که البته کار جدیدی نیست.) و ابایی از این ندارد که بخش هایی از رمانش نقد فیلم یا حتی نقد یک کتاب باشد.در این کتاب میشل سرایدار با اندیشیدن به جمله’ تولستوی به خودش می پیچد و با یادآوری فیلم های ازو زندگی را معنی می کند.سرایداری که اینگونه توسط نویسنده اش معرفی می شود:

او ظرافت جوجه تیغی را دارد:از بیرون پوشیده از خار.یک قلعه نفوذ ناپذیر واقعی. ولی احساسم به من می گوید که از درون او به همان اندازه جوجه تیغی ظریف است:حیوان کوچک بی حال به شدت گوشه گیر و بی اندازه ظریف.

              ظرافت جوجه تیغی نوشته موریل باربری و ترجمه مرتضی کلانتریان.نشر آگاه

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()