زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

میرکریمی فیلمسازی که امر واقع زندگی را نمی شناسد

درباره’ فیلم "یک حبه قند" رضا میرکریمی

میرکریمی فیلمساز بدی نیست یعنی در این وضعیت وانفسای سینما و صفحه’ خالی از فیلمسازان مستقل او از معدود کسانی است که الفبای فیلمسازی را بلد است اما در نوع تفکرش و نگاهش به زندگی همان ایرادی را دارد که بسیاری از دوستانش در این خاک غریب دارند.

میرکریمی در فیلم "به همین سادگی" هم همین مشکل را داشت(در "خیلی دور خیلی نزدیک" که کار از این حرف ها هم گذشته بود.)همانطور که در "به همین سادگی"آدم هایش به راحتی و به سادگی متحول می شدند در "یک حبه قند" هم روایت رئالیستی ناتورالیستی فیلم خالی از امر واقع و ترک  یا حقیقت واقعی زندگی است.در مطلبی که همان سال ها در صفحه’ سینمای اعتماد با عنوان به همین سادگی هم نیست نوشتم عنوان کردم که چیزی در شخصیت و روایت زندگی هست که شخصیت تیپیک و همیشگی را از ریل خارج می کند و به همین راحتی نه قابل تغییر است و نه قابل شناخت و اتفاقا" همین ترک و عدم یکدستی شخصیت است که او را تبدیل به یک انسان واقعی می کند حالا هر چقدر هم در فیلمنامه یا تصویر یا دیالوگ به جزئیات گاه کلیشه ای بپردازی باز هم نمی توانید به یک شخصیت حقیقی یا روایت رئالیستی از زندگی برسی.

نیچه جمله’ ارزشمندی دارد که با نگاهی سمبولیک به همین وضعیت پر از تناقض و پارادوکسیکال زندگی اشاره دارد نکته ای که می توان گفت حفره’ عظیم تفکر آدم هایی مثل میرکریمی است:

کسی که ندیده است دستی را که با نوازش می کشد زندگی را نشناخته است.  

نکته’ دیگری که در کار میرکریمی ضعف بزرگی به حساب می آید این است که روایتش از آدم ها و زندگی همیشه بیرون از تاریخ است و هیچ وقت حرفی از اجتماعی که آدم ها در آن زندگی می کنند و تاریخی که در حال زیستن در آن هستند زده نمی شود.حالا این به نگاه فیلمساز برمی گردد یا سانسور فیلمنامه برای من تماشاگر فرقی نمی کند.چیزی که ارزش کار فیلم جدید میرکریمی است استفاده به سزا و درستش از عناصر رئالیستی و گاه نوستالژیک است و چیدمان خوبی است که بدون هیچ ستایشی از این عناصر بومی می کند برخلاف کسانی مثل مهرجویی که این عناصر بومی در کارهایش یک نوع فخر فروشی است و گاه استفاده زینتی دارد.

میرکریمی در این کار با بهره گرفتن از نوع کارهای فیلمسازان اروپای شرقی سعی می کند روایت رئالیستی گاه تلخی را بسازد ولی نکته اساسی که در روایت داستانی آن فیلم هاست را نادیده گرفته است اینکه انسان درون یک اجتماع زندگی می کند و در یک دوره’ تاریخی به سر می برد که دانستن آن یا اشاره به آن برای یک کار رئالیستی عنصری حیاتی است.     

+ مهدی فاتحی ; ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()