زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

آغازی دیگر برای چهار سالگی زنو

یک سال دیگر هم گذشت و هنوز زنو در این دنیای واقعی حاضر است و هنوز هم انگیزه های کوچک و بزرگی برای ماندن هست.سالی که ادبیات و فضای ادبی در ایران مشغول درجا زدن است و روز به روز نوشتن و مستقل ماندن سخت تر می شود اما من هنوز هم معتقدم هوا آنقدر سرد نشده که هیزم از همسایه قرض کنم.

در این سال خبر توقیف دو رمانم به دستم رسید و دو کتاب دیگرم مجوز انتشار گرفت اما هر کدام سرنوشتی دیگر پیدا کردند.ترجمهء خاطره ای از کریسمس منتشر شد و با وجود بایکوت خبری توسط تمام روزنامه های به ظاهر غیردولتی و به ظاهر دوست و تقریبا" تمام سایت های به ظاهر ادبی که دوستان همان روزنامه ها هستند فروش خوبی پیدا کرد و چاپ اول آن در حال تمام شدن است.این خود نشان دهندهء آن است که جقدر این مافیای ادبی جایگاهش را در بین کتاب خوان ها از دست داده و دست هایش رو شده است.ورق بازها در آن طرف آب ها منتشر شد و در حد خود و نوع انتشارش راضی کننده بود و اگر اتفاق خاصی نیفتد شاید رمان دومم یعنی دو رگه را نیز به همین شکل منتشر کنم.مجموعه اولم یعنی شلیک به پیانیست که یک سالی است مجوز گرفته هنوز منتشر نشده و ناشر بی مسئولیتش نه حاضر است قرار داد را منتفی کند و نه سرعتی به کارش می دهد.مجموعهء بازنویسی داستان های هزار و یک شب برای کودکان در زیر سایهء تردید برای ادامه همکاری قرار گرفته.

با این وجود هنوز می نویسم،می خوانم،اعتراض می کنم و حاضر نیستم با این روزنامه هایی که کمر به نابودی ادبیات و نقد ادبی بسته اند همکاری کنم.....و زنو هنوز زنده است.

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ آذر ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()