زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

امیر ارسلان نامدار و داستانی برای کودکان

اینکه این کتاب به چه شکل نوشته شده و و چه تاریخچه ای دارد موضوعی است که در دانشنامه های ادبی موجود و در مقدمهء کتاب به طور کامل توضیح داده شده است.اما بحث بر سر جایگاه این کتاب در ادبیات مثل هر کتاب یا اتفاق دیگر حاصل تصورات و ذهنیات ما ایرانی های کوتوله و مغرور است اینکه هر اتفاق و هر نوع دانشی در جهان و تاریخ از ابتدا در ایران شکل گرفته است!بر همین اساس عده ای با هزاران دلیل همراه با اراجیف این کتاب را رمان می نامند و گاه سنگش را بر سینه می زنند.برای رد این نظر کافی است در زندگی خود چند رمان کامل یا حتی ناکامل خوانده باشی و بعد تورقی به این کتاب کنی تا با لبخند از کنار این نظرات بگذری.

"امیر ارسلان نامدار"را می توان در نوع سلحشور نامه های عاشقانه قرار داد نوع داستان هایی که پیش از رابله و سروانتس نوشته می شد و اساسا رمان با به وادی طنز کشیدن و شکستن اصول این نوع داستان ها به وجود آمد.

قهرمان"امیر ارسلان نامدار"نیز مثل نوع داستان های اسلافش نه یک شخصیت بلکه یک قهرمان افسانه ای است شخصی که شاهزاده است و مثل دیگر شاهزادگان قصه ها از خاندانش جدا افتاده و دوباره در پایان قصه به آن جلال و جبروت شاهنشاهی اش باز می گردد.نگارش تاریخچهء این چنینی برای قهرمان ها در داستان هایی قرون وسطایی این بود که اصولا اعتقاد داشتند هر نوع قدرت و مکنتی در ید قدرت شاه و شاهزادگان است و این فروهری است که به آن ها ارزانی داده شده و مردم عادی بی بهره از آن هستند به طوریکه در اینجا هم برای شورشی ها و غارتگرانی چون نادرشاه و آقامحمدخان نیز به دنبال ریشه های اصیل و فروهر می گشتند و قصه ها و افسانه ها بود که برای شان می ساختند.

امیر ارسلان نیز شاهزاده ای است که وقتی مادرش او را باردار بوده در جنگی اسیر شده و بعد به دنیا آمده و حالا کنار رعایا بزرگ شده ولی از همان ابتدا نیروهای ماورایی در او پیداست.

امیر ارسلان نیز مثل تمام قهرمان های سلحشور نامه های عاشقانه به دنبال عشقش در دیار دیگر می رود و به خاطر او دست به هر کاری می زند؛این خصیصه نیز تنها متعلق به شهزادگان است و تنها انسان های صاحب فروهرند که عشق و معشوق را می شناساند و در واقع یک عاشق واقعی هستند.او در راه به دست آوردن معشوقش که دختر پادشاه سرزمین دشمنش است به سرزمین جادویی وارد می شود و با اهریمن و جادو می جنگد و گاه نیز ار سر حماقت مثل ساده لوحان فریب می خورد(تا قصه جلو برود زیرا در این نوع داستان ها خود قصه و جذابیت آن از هر حقیقت مانندی یا شخصیت پردازی ارجح تر است.) و گاه بدشانسی می آورد.

اما در ساخت و پرداخت این سرزمین جادویی و این اوج و فرودهای قصه تخیل فوق العاده ای به کار رفته است که می تواند خوراک کارتون های شرکت والت دیسنی شود(البته نه امروز بلکه شاید بیست یا سی سال پیش از این.)

تنها نکته ای که امیر ارسلان را به عنوان قهرمان یک قصه متمایز می کند این است که در میان اتفاقات گاه به این فکر فرو می رود که چرا من خودم را برای یک زن به کشتن بدهم یا این همه رنج ببرم آیا بهتر آن نیست که به سرزمین خودم برگردم و به پادشاهی خودم در آن سرزمین ادامه دهم.اما این غوطه ور شدن در فکر عامل هیچ نوع عملی از طرف او نمی شود و حتی شک و تردیدی نیز در او ایجاد نمی کند بلکه پاراگرافی است که عملا" از متن و قصه بیرون می زند و شاید وجودش به این خاطر باشد که جمع شدن و به تحریر در آمدن این قصه در زمانه ای انجام گرفته است که قرن ها از عمر این نوع داستان ها و شخصیت ها گذشته و حتی نزدیک به یک قرنی هم از عمر رمان های مدرن گذشته است و اضافه شدنش بیشتر از بی سلیقگی است و بیسوادی تا دلیلی بر امروزی شدن قصه.

به هر حال از چنین کتابی هنوز هم می توان کارتونی برای کودکان فراهم کرد اتفاقی که با پیشنهاد ناشر و تهیه کنندهء انیمیشنی داشت به تحقق می رسید و متن فیلمنامهء ابتدایی آن هم تهیه شد اما مدت هاست در انتظار مجوز و دیگر چیزها در حال خاک خوردن است و مثل دیگر ایده ها  و آدم ها در این وادی در حال فراموش شدن.

 

+ مهدی فاتحی ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()