زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

کتاب هایی که امسال چاپ شد

ادبیات داستانی ما امسال سال پر فراز و نشیبی را پشت سرگذاشت.خیلی از کتاب ها چاپ نشد و خیلی ها دیده نشد.کتاب های زیادی در کشوی میزها خاک خورد و کتاب های زیادی بین ناشر و ارشاد در حال نوسان بود(مثل مجموعه داستان اول من، که چیزی حدود دو سال است ناشر و ارشاد با آن سرگرم اند.)اما در این بین تنها کتاب هایی خوانده می شود و از آن ها حرف زده می شود که روی پیشخوان کتابفروشی ها قرار گرفتند.

رمان ها و داستان های خارجی نیازی به معرفی کوتاه به این شکل ندارند چون کتاب های خوب زیادی هست که همه آن ها را می شناسند ولی نمی خوانند(حتی آن هایی که مجوز تجدید چاپ برای شان میسر نیست.)به علاوه  نمایشگاهی هم برپا نیست که کسی بخواهد لیست خریدی از کتاب های خوب تهیه کند.اما آخر هر سال می تواند بهانه ای باشد برای معرفی کتاب های ایرانی چاپ شده در آن سال و سنجش کلی آن ها، تا هم بیشتر دیده شوند و هم دولت برآوردی از وضعیت چاپ و نشرش داشته باشد زیرا به نظر من وضعیت دو بخش از جامعه، به راحتی نشان دهندهء نوع حاکمیت و وضعیت یک جامعه است؛ یکی زندان های یک کشور و دیگری چگونگی نشر و چاپ کتاب در آن جامعه است.

 

 پیاده آمده ام،پیاده خواهم رفت.

مجموعه داستان "آنجا که پنچر گیری ها تمام می شوند." حامد حبیبی

روزنامه اعتماد

کتاب "آنجا که پنچر گیری ها تمام می شوند" شامل نه داستان است که می توان خصوصیات مشترکی در آن ها دید،هر چند که هر کدام از داستان ها دارای وضعیت ها و شخصیت های متفاوتی هستند و ویژگی های خاص خودشان را دارند.

نثر حبیبی درست مثل اکثر داستان هایش ساده و بی تکلف است،اهل بازی های فرمی و کلامی نیست و ادا و اصول ندارد.مشخصاتی که دیگر در ادبیات امروز یک پیش فرض است و نمی توان آن را امتیازی برای نویسنده به حساب آورد.

در بیشتر داستان ها،نویسنده برای نشان دادن بحران درونی شخصیت هایش از واقعیت بیرونی بهره می برد شخصیت هایی که مثل نسل امروزمان نه آرمانی دارند و نه خواستار تغییری در خودشان یا زندگی شان هستند.او در این مجموعه نشان می دهد که قصه گوی خوبی است هر چند که همیشه از آن استفاده نکند.

 

 مانیفست رئالیسم

مجموعه داستان"برف و سمفونی ابری"  پیمان اسماعیلی

روزنامه اعتماد

 

مجموعه "برف و سمفونی ابری"شامل هفت داستان است که نویسنده در اکثر داستان هایش سعی کرده تا جهانی از آن خود بسازد،بدون آنکه به محدودیت ها و قید و بندهای واقعیت بیرونی  توجهی کند.نوع داستان هایی که تجربه ای متفاوت برای نویسنده اش و خواننده های ادبیات است او در فضایی انتزاعی،با واقع گرایی خاص خودش و استفاده از افسانه ها و قصه های عامیانه،نوع دیگری از داستان را خلق کند داستا هایی که می توان گفت ادعا نامه یا واکنش تندی است علیه کور بودن قواعد خشک واقعیت.

به نظر من تنها فرم صادقانه ای که یک نویسنده می تواند مدعی آن باشد اصالت سبکش است اصالتی که از فرایند فردیت و گریز به تخیل به وجود می آید نه با احترام به قوانین واقعیت بیرونی که عده ای با سینه های چاک خورده مدعی دفاع از آن هستند منتقدینی که کتاب ها را به گونه ای تاویل می کنند که تنها پاسخگوی ذهنیت قرن پانزدهمی خودشان است.

 

 در هیئت زندگان مردگانند

مجموعه داستان" آوای نهنگ" احمد بیگدلی

روزنامه اعتماد

 

مجموعه داستان " آوای نهنگ " شامل سه دفتر است که دفتر اول آن نسبت به بقیه،شکل و شمایل خاص خودش را دارد و نویسنده سعی کرده است تا با استفاده از ابزاری که در اختیار دارد تجربه های جدیدی در داستان نویسی داشته باشد.تجربه های که در همین دفتر اولش گاهی موفق و گاهی ضعیف از کار درآمده است.

در بیشتر داستان های این مجموعه با قصه های رومانس وار و رمانتیک مواجه هستیم ولی با شکل و شمایلی به ظاهر متفاوت که آدم احساس می کند مادربزرگی روی صفحهء ویندوز قصه پریان را می گوید.آن هم به این خاطر که نویسنده در طول و آخر روایت به همان حرف های قصه گویان باستان رسیده و نتوانسته دریچه ای نو به آنها باز کند.

 

 قهوهءبی کافئین و سیگاربی نیکوتین

مجموعه داستان " مرگ بازی " پدرام رضایی زاده

روزنامه اعتماد ملی

 

بعضی کتاب ها و نوشته ها هستند که هنوز پا به وادی ادبیات نگداشته اند،به همین خاطر مستقیما" از دایره شمول نقد خارج اند و باید شجاعت و صداقت آن را داشته باشیم تا سرراست و با صداقت  بگوییم:فریب کارانه است. یکی از این کتاب ها "مرگ بازی" است.

 "مرگ بازی " شامل ده داستان است و کل مجموعه از نظر لحن بدون ایراد  است، لحنی که از بافت زبان امروز گرفته شده و بدون هیچ اغراقی از آن برای نوشتن داستان ها استفاده شده است.

اما همهء داستان های این مجموعه پرداختی کهنه از داستان و داستان نویسی دارند.رفتار اینگونه با حادثه و شخصیت را پیشتر،در رمانس ها یا قصه های کودکی مان دیده ایم.داستان هایی که هیچ نوع درکی از وضعیت اجتماعی در آن ها دیده نمی شود.به طوری که بیشتر به یک حدیث نفس بی خاصیت تبدل شده اند و جز مخمصه و گرفتاری های شخصی نویسنده چیزی دیگری در آن ها دیده نمی شود.

 

 قصهء سوختن یک نسل

رمان " خنده را از من بگیر "  جواد ماه زاده

روزنامه اعتماد و نشست نقد این کتاب در سرای اهل قلم

 

رمان " خنده را از من بگیر" روایت یک نوجوان سیزده ساله است که در یکی از کوچه پس کوچه های کرج در زمان جنگ زندگی می کند؛ نوجوانی که مثل همه ما عاشق می شود( ولی فارق نمی شود!) با دوستانش شیطنت می کند، حسادت می کند،نفرت می ورزد و همهء چیزهایی که یک نوجوان در این سن و سال دارد. در رمان " خنده را از من بگیر " نویسنده  با رئالیستی جذاب،هر چند محافظه کارانه و محدود، سعی دارد تا فضای اجتماعی دوران اواخر جنگ را بازسازی کند.

اما در رمان همه چیز معمولی و قابل پیس بینی است.در میانه رمان با آمدن نوجوان دیگری به قصه و وضعیت خاصی که دارد کم کم احساس می کنیم نویسنده با خلق این موقعیت و خارج شدن از سطح صاف و صیقل روایت می خواهد وضعیت ویژه ای از روابط را بررسی کند که در پس زمینه ء آن واقعیت ها و شکاف تاریخی نمایان شود ولی بعد از مدتی متوجه می شویم که از این ویژگی استفاده نمی کند در واقع نویسنده این رمان نه تنها موقعیت خوبی را که انتخاب کرده هدر می دهد بلکه شخصیت های آفریده خود را نیز پرداخت نمی کند و در همان وضعیت تیپیکش نگه می دارد.

 

 پری همیشگی

رمان((پری فراموشی))فرشته احمدی

 

قصهء زندگی دختری است که عاشق می شود،پدرش را دوست دارد،از مادرش بدش می آید، رویا می بیند و بیدار می شود،بزرگ می شود  و باز به همان جایی که بوده برمی گردد تا کسی قصه اش را بگوبد.

رمان پری فراموشی از همان مسئله ای رنج می برد که بیشتر رمان های چاپ شده امسال؛ماندن در شخصیت های همیشگی و فضاهای همیشگی. این رمان خط باریک زندگی زنی را دنبال می کند و تا به انتها می رساند به همین خاطر آدم ها،حوادث و موقعیت هایِ پیش رو قابل پیش بینی است،در صورتی که یک رمان بیشتر از طول نیاز به عرض دارد یعنی می تواند در زمان کوتاهی گفته شود ولی وضعیت و شخصیت ها باید گسترش یافته و بسط یافته باشند.

اما تلاش نویسنده برای خارج کردن رمان در یک سطح رئالیسم معمولی و به چالش انداختن خواننده اش بین واقعیت های متفاوت قابل ستایش است و همینطور پایان بندی خوبش که به نظر من بخش مهمی از رمان است.در کارهای داستایفسکی هر چقدر یک شروع معمولی و میانه های خسته کننده دارد ولی پایان بندی های ارزشمندش به تمام آن خستگی ها معنا می دهد و شاهکاری ماندگار در ذهن خواننده اش باقی می گذارد. در واقع پایان بندی بخش مهمی از رمان است که ضعف در آن قابل چشم پوشی نیست مسئله ای که رمان پری فراموشی از پس آن برآمده است ولی رمان خنده را از من بگیر نه.

 

 کتاب هایی که هنوز نخوانده ام

"نگران نباش" مهسا محبعلی، "دیوانه یی در مهتاب"  حمیدرضا نجفی،"در راه ویلا" فریبا وفی،مورچه در ماه" لادن نیکنام و...

+ مهدی فاتحی ; ۱:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()