زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

وجدان زنو

             

   نگاهی به (( وجدان زنو)) نوشته ی ایتالو اسووو

 

هکتور آرون شمیتس که رمان‌هایش را به اسم مستعار ایتالو اسووو امضا می‌کرد، یکی از ارزشمندترین و گمنام ترین نویسندگان قرن بیستم است که شاید نتوان نامش را در هیچ کدام از مکاتب ادبی یا تاریخی دید.او بچه ی ناخلف ادبیات بود و رمان هایش را به سبک خودش می نوشت.درست به همین خاطر است که در روند ظاهری ادبیاتی که منتقدین آن را مانند رشته ای به هم وصل می کنند جایی ندارد.

 رمان (( وجدان زنو)) که از شاهکارهای ادبیات جهان محسوب می‌شود،به همت‌ِ آقای مرتضی کلانتریان در سال 1362 ترجمه و منتشر شده است(چند سال پیش نیز تجدید چاپ شد.)کتابی که هنوز هم بسیاری از اهالی کتاب ‌و ادبیات، از اهمیت و ارزش آن بی‌خبرند.

ایتالو اسووو(شمیتس)به سال ۱۸۶۱در تریست ایتالیا در خانواده ای یهودی متولد شد و در سپتامبر ۱۹۲۸در تصادف اتومبیل کشته شد.((وجدان زنو))در دوران فاشیست یعنی سال ١٩٢٣منتشر شد، ولی نه منتقدین به آن توجهی نشان دادند و نه خوانندگان، بلکه حتی سبک و زبان او را پر از غلط هایِ فاحش نثری و دستوری می دانستند( اما منتقدین کدام یک از شاهکارهای ادبیاتِ امروز را به گرمی پذیرفتند؟)اما (( وجدان زنو ))با تلاش نویسنده و ترجمه ی آن به فرانسه، کم کم شهرت جهانی یافت.

رمان ((وجدان زنو )) درباره ی شخصیتی است به نام زنو کوزینی؛ او مردی است از نظر مالی بی نیاز ولی از نظر مسائل ذهنی و روانی،درگیر و پر از مشکل. کل رمان در واقع یادداشت هایی است که او برای روانکاوش نوشته تا بتواند به مسائلش فایق آید اما چون با روانکاوی هم به نتیجه نرسیده آن را نیمه کاره رها کرده است و روانکاوش با انتشار این یادداشت ها می خواهد از او انتقام بگیرد تا او دوباره به صندلی روانکاوی بازگردد.شاید بتوان گفت اسووو در ((وجدان زنو ))اولین کسی است که روانکاوی را موضوع رمان قرار  داده، جنبشی که بعد از فروید در تمام عرصه ها از جمله نقد ادبی تاثیر گذشت.اما اسووو با تسلطی که به روانکاوی و حاشیه های آن دارد،نه آن را رد می کند و نه می پذیرد،بلکه بازیگوشانه از آن بهره می‌برد.

رمان شامل شش فصل است؛ آخرین سیگار، مرگ پدر، ماجرای ازدواج من ،همسر و معشوقه، داستان یک شرکت تجاری و روانکاوی.

در هر فصل زنو از پنهان کاری ها ،خیانت ها و امیالش می گوید و از تمام سعی ای که می برد تا جلوی این امیال را در جهان بیرون بگیرد. ولی هر بار ناتوان تر از قبل، آن ها شاید ناخواسته به حیطه ی عمل می آیند و  او  لذت پنهان می برد. امیالی که ما نیز به هرشکل سرکوب می کنیم و یا سعی می کنیم به یاد نیاوریم تا خودمان را فردی موجه و قابل اعتماد نشان دهیم. اما زنو به راحتی از همه چیز و همه جا می گوید تا ما لبخند به لب، داستان هایش را دنبال کنیم و خوشحال باشیم  از اینکه می توانیم تجربه های لذت بخشی را از سر بگذرانیم و متهم به هیچ گناهی، چه از طرف خودمان یا دیگران، نشویم.

او در هر فصل با زبانی طنز و روان موضوع ساده ای را انتخاب می کند و آن را محفلی می کند تا خودش و شخصیت هایش را پوست کنده به ما تحویل دهد.از ناتوانی اش در ترک سیگار می گوید و از لذت بخش بودن آخرین سیگار،از عاشقیتش به زنی که نمی تواند به دست بیاورد و با خواهر زشتش ازدواج می کند تا هم کنار عشقش باشد و هم بی وفایی هایش را جبران کند، از عشق و نفرت به پدرش، که یکی موجب مرگِ او و دیگری موجب پرستاری کردنِ و محبت های بی دریغش می شود می گوید. امیال در هم تنیده ی مرگ و زندگی که در عمیق ترین نقاط ذهنِ زنو(فقط زنو؟) قرار دارد در طول رمان، گرداگرد تمام شخصیت هایی که با او در ارتباطند می پیچد؛ زنش، پدرزنش، خواهرزنش و حتی خودش.  

او در فصل " همسر و معشوقه" آنچنان زیبا دغدغه های یک رابطه ی زناشویی و خارج از زناشویی را باز می کند و یا در فصل "داستان یک شرکت تجاری"از رابطه ی دو مرد با یکدیگر ، حرف می زند (بی آنکه شاید زیاد به امرواقع رابطه نزدیک شود.)که به جرات می توان گفت گاهی در ساخت شخصیت هایش پروست را پشت سر می گذارد.

در ((وجدان زنو ))اشارات‌ِ بسیاری به نویسندگان ایتالیایی مثل دانته و بوکاچیو دارد. مثلا"گوئیدو که نام یکی از شخصیت های اصلی رمان است(رقیب عشقی اش، باجناقش و شریک تجاری اش!)نامِ یکی از دوستان دانته بود که زیاد اهل درگیری های ماورا طبیعی نبود و دانته او را در دوزخ ملاقات کرد. ولی گوئیدویِ اسووو شخصیتی است که به جادو، شانس و چیزهایی از این قبیل علاقه وافری نشان می دهد.

اگر به تاریخ انتشار رمان نگاه کنیم شاید دلیل مهجور ماندنِ این رمان از چشم منتقدان بیشتر معلوم شود، سال هایی که ادبیات با فاکنر ، پروست ، کافکا  و خیلی از دیگر بزرگانِ ادبیات، شکوفا شده بود.ولی میراثی که از آن سال ها برای ما باقی مانده و توسط مترجمان ارزشمندی مثل مرتضی کلانتریان به ما فارسی زبان ها هدیه شده را باید چند باره خواند تا با پشت سر گذاشتن آن تجربه ها ادبیات امروز را دریابیم.

                                                                                   

 

 

 

+ مهدی فاتحی ; ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()