زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

دوباره سینمای ژاپن

  نگاهی به فیلم"مرده شور یا بدرقه کننده مردگان*"بهترین فیلم خارجی زبان اسکار

   

کارگردان: یوجیرو تاکیتا. نویسنده: کوندو کویاما. بازیگران: ماساهیرو موتوکی، تسوتومو یامازاکی، ریوکو هیروسوئه. محصول 2008 ژاپن. 130 دقیقه

                       

فیلم "مرده شور " مثل خیلی از دیگر فیلم های خارجی اسکار از کارگردان ناآشنای ژاپنی است.کشوری که مدتی است دوباره در جشنواره ها حضور پرنگ تری نسبت به سابق پیدا کرده است و کارهای ارزشمندتری از فیلمسازان آن شاهد هستیم.

فیلم"مرده شور"را می توان در ابتدا دارای ایده ای ارزشمند و بکر دانست.بخشی از فیلم یا فیلمنامه نویسی که امروز در سینمای جهان به خصوص برای فیلمسازان جوان حیاتی است و گاهی به خاطر نبود این عنصر در یک فیلم خوب،نه آن فیلم دیده شود و نه مورد قبول جشنواره ها(که به هر حال کانال معرفی فیلمسازان جوان است) قرار گیرد."مرده شور"در بارهء زندگی یک ویولن سل زن جوان است که به خاطر عدم موفقیتش و فقر مجبور به انجام شستشو و آرایش مردگان قبل از سوزاندن می شود.

فیلم از نظر کارگردانی قابل توجه است و فیلمساز توانسته از ابزار سینمای خود برای نشان دادن وضعیت شخصیت هایش بهره بگیرد؛استفاده دوربین روی دست در صحنه های پر تنش،نماهای از پایین(L.A) به شیوهء فیلم های سنتی ژاپنی یعنی ازو و نمایش روان و قابل قبول قصه ای که می خواهد روایت کند.

فیلم شروع خوبی دارد و ما در ابتدا با مرده شوری آشنا می شویم که با نریشن از قصهء زندگیش و چرایی مرده شور شدنش حرف می زند و از این دریچه وارد زندگیش شده و با شخصیت های متفاوتی آشنا می شویم که بیشتر درد مشترکی با او دارند و در کنار آنها مسائلی که شخصی به عنوان مرده شور در خانه و اجتماع با آن مواجه است.اما کم کم یا می توان گفت در نیمهء دوم فیلم روایت فیلم حول محوری که احتمالا" فیلمساز می خواهد از آن بگوید و به مانشان دهد می چرخد.در واقع درست از جایی که همه چیز حول یک محتوی یا درونمایه می گردد و تمامی اتفاقات و حوادث فیلم برای نشان دادن آن صورت می گیرد فیلم رو به ویرانی می رود و با باز کردن تمامی گره هایی که در ابتدا بسته بود مشتش را برای بیننده باز می کند.در واقع خاطرهء بخش ابتدایی فیلم که طنز خوبی هم دارد با بخش دوم که همه چیز جدی و در جهت می شود در ذهن بیننده پاک می شود.

اما چیزی که در فیلم بیشتر آزار دهنده می شود این است که فیلمساز سعی می کند بیشتر حرف هایش را با دیالوگ شخصیت هایش عنوان کند و ما آن مسئله را دل ماجرا به دست نمی آوریم.درواقع با وجود بکر بودن ایدهء فیلم و ارتباط نزدیک شخصیت با مسئله ای مثل مرگ که می تواند باعث چالش های زیادی در روابط و شخصیت شود به طور سطحی و پرداخت نشده باقی می ماند.

اما در این بین می توان به یکی از سکانس های ارزشمند فیلم اشاره کرد که امتداد و حضور بیشتر این نوع پرداخت می تواست نقطه قوتی باشد تا فیلم را به یک فیلم درجه یک تبدیل کند؛صحنه ای که مرده شور برای اولین بار به مرده ای دست می زند و در خانه اش احساس می کند که دست ها و تمام وجودش بوی مرده گرفته است و حتی شسشو و حمام نیز نتوانسته این بو را از بدنش پاک کند.او در این وضعیت وقتی که به زنش نگاه می کند یکباره به او هجوم می آورد و با تمام توان صورتش را به پوست بدن او می چسباند تا بوی عطر بدن یک زن که نشانی از زندگی و طراوت است عطر مرده را در وجودش نابود کند.

* به نظر من ترجمه اسم فیلم با توجه به نوع کاراکتر و کاری که انجام می دهد به مرده شوری که مرده ای را برای مراسم سوزاندن آماده می کند نزدیک تر است،بدرقه کنندگان بیشتر کسانی هستند که او را همراهی می کنند(گاهی به صورت حرفه ای)

 

+ مهدی فاتحی ; ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()