زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

یک زن تنها

گزارش جلسه  رمان " پری فراموشی " فرشته احمدی

تهیه گزارش : پریا نفیسی

 

در ادامه سلسله نشستهای ادبی دفتر نشر افراز‏، چهارشنبه سی و یکم تیر ماه جلسه نقد و بررسی رمان : « پری فراموشی » نوشته : فرشته احمدی، با حضور نویسنده و جمعی از نویسندگان و منتقدان ادبی برگزار گردید. در ابتدا سیروس نفیسی مجری جلسه ضمن بیان این موضوع که رمان  « پری فراموشی » دومین کار مهم احمدی پس از مجموعه داستان « سارای همه » می باشد که در سال83  چاپ و بازتابهایی از جمله برگزیده شدن بعضی تک داستانهایش را در جوایز ادبی گلشیری و مهرگان  به همراه داشته است، به بیان برخی ویژگیهای اثر پرداخت و گفت : این رمان شامل دو بخش اصلی است که با زاویه دید اول شخص به بیان دغدغه ها‏، خیالات و آرزوهای دختری جوان، لاغر و مغموم می پردازد که مهم ترین مشخصه اش دلزدگی و بریدن از زندگی است. کتاب با مرگ پدر آغاز می شود و با مرگ مادر به پایان می رسد. دختر که توان ارتباط راحت و صمیمانه با دیگران را ندارد بعد از مرگ پدر انگار دلزده تر و مردم گریز تر است و مادر و نزدیکان، ظاهرا راه حل بازگشت وی به زندگی را در ازدواج او می بینند. مانی که همسایه دوران کودکی راوی بوده، این بار در نقش خواستگار به زندگی او وارد می شود و جایگزین رؤیاهای راوی و تصویر خیالی و زورو واری که از او ساخته، می شود. بخش دوم کتاب که راوی را در دنیایی کمتر ذهنی ترسیم می کند، شرح زندگی به ظاهر به سامان تر راوی با شوهر و مراودات کاری و دوستانه ای است که راوی در بخش اول فاقد آنها است.

 نفیسی در ادامه گفت : مهم ترین ویژگی این اثر تصویری است که از زن ارائه می دهد. طی سالهای اخیر و به خصوص با خواندن آثار نویسندگان زن به تصویر زنان مظلوم و تحت سیطره جامعه مرد سالار عادت کرده بودیم، اما در این کتاب با زنانی مواجهیم  که نه تنها برای تعریف شدن نیاز به  حضور قاهرانه مردان ندارند که حتی خود در قامتی سلطه گر و هیولاوش ظاهر می شوند. ( نگاه کنید به شخصیتی که راوی از مادر خود ترسیم می کند و به تعبیری منفی ترین مادر تاریخ ادبیات ما را خلق می کند ). نکته دیگری که نفیسی به آن اشاره کرد نازک بودن ابعاد شخصیتی مردهای اثر در مقایسه با زنها بود. وی به این نکته هم اشاره کرد که هر چند  تلاش نویسنده در یکسویه نگاه نکردن به شخصیتها قابل تحسین است ( نمونه پر رنگ آن  هنگامی است که مادر از ترسها و واهمه هایش که دخترش یعنی راوی ریشه آنها بوده می گوید و جنبه ای دیگر از شخصیت خود را نشان می دهد ) و هر چند اکثر اشخاص در واگویه های خود جنبه های ناشناخته و ناگفته هایی از خود را بروز می دهند، اما به نظر می رسد که رمان در ساخت و پرداخت شخصیتی که با حضور مسلط اش در ذهن خواننده به مانند شخصیتی ماندگار او را رها نکند، چندان موفق نبوده است.

نفیسی در پایان صحبتهایش گفت : اگر چه روایت بدون تعلیق و کشمکش و زبان به بیانی شاعرانه و گهگاه دیر فهم و دیر هضم، ممکن است خواننده عادی را در دنبال کردن اثر تا حدی دچار اشکال کند اما ساخت و چیدمان کتاب و قدرتهایی چون رسوخ به خصوصی ترین دغدغه ها و نیاز های زنان معاصر جامعه ما، نحوه روایت قدرتمندانه و تفکیک واقعیت و خیال  و فاصله گرفتن از کلیشه های رایج و بخصوص ارائه تصویری تازه و تفکر بر انگیز از زنان، رمان « پری فراموشی » را کاری با ارزش و خواندنی جلوه می دهد.

 

در ادامه این نشست ادبی مهدی فاتحی نویسنده مجموعه داستان « مردم عادی، زندگی معمولی » به عنوان اولین منتقد به بیان نظرات خود پرداخت و گفت : ادبیات زنانه را به دو دسته می توان تقسیم کرد، دسته اول با آثارنویسندگانی چون جین اوستن شروع می شود که بعدها به ویرجینیا ولف و غیره می رسد که وجه اصلی شان محوریت زن در اثر است و دسته دوم شامل آثار نویسندگانی چون خواهران برونته و از نویسندگان حاضر کسانی چون تونی موریسون می شود که یا اصولا در مورد مردها می نویسند و یا زن در آثارشان محور اندیشه و سوژه (SUBJECT  ) نیست. اما در آثار دسته دیگر مردها راهبر نیستند و این زنان اند که محور اندیشه هستند و کار خانم احمدی به عقیده من در این دسته می گنجد. فاتحی در ادامه صحبتهایش به بیان نقاط ضعف و قوت اثر پرداخت و گفت : هرچند انتخاب موضوع و شخصیتها بسیار خوب است ولی به نظر می رسد جاه طلبی نویسنده تا آن حد نبوده که کار را فراتر از بیان دغدغه های معمول زنانه ببرد.

اصولا از لحاظ ساختاری رمان یک پهنایی باید داشته باشد اما در این اثر با انتخاب شخصیتهای محدود و عدم عمق دادن به شخصیتهای فرعی، آن پرسپکتیوی که لازمه یک رمان قدرتمند است پدید نمی آید و کار تبدیل به اثری می شود با پهنای باریک و قامت بلند. فاتحی در مورد دیالوگها اعتقاد داشت که عمدتا کار خوب پیش می رود ولی آنجا که به گفتگوهای زن و شوهر می رسیم دیالوگها به شعار زدگی می رسند در حالی که در واقعیت، یک زن و شوهر خیلی بی پرده تر و عریان تر با هم صحبت می کنند.

هادی نودهی نویسنده مجموعه داستان « شمایل لرزان قدرت » پس از فاتحی به بیان دیدگاههایش پرداخت و گفت : کار به عقیده من در حیطه نقد روان کاوانه قرار می گیرد و از طریق نشانه هایی که از برخی بیماریهایی روانی ارائه می شود می توان به تعابیر و استعاره های روشن روان شناختی پی برد که پر رنگ ترینشان عقده ادیپ است و در کنار آن تاکیدات بر رؤیا و تفسیرهایی است که می توان بر اساس روان کاوی فروید از رؤیا داشت. با این زاویه دید قطعا وجه درونی کار پر رنگ تر از وجوه بیرونی اثر می شود.

نکته دیگری که نودهی به آن اشاره کرد آن بود که با وجود آنکه در ابتدای امر به نظر می رسد خواننده با اثری فمینیستی مواجه است اما کارتدریجا  از این منظر و جریان و مد رایج سالهای اخیر فاصله می گیرد که به عقیده وی از جنبه های مثبت کار به حساب می آید. نودهی همچنین اعتقاد داشت که رمان در مورد رؤیاهای یک بیمار روانی آنطور که در ابتدای امر ممکن است به نظر برسد نیست و با توجه به آنکه در طول کار مشخص می شود راوی دستی هم در نوشتن دارد، به نظر می رسد که دنیای خلق شده حاصل نوشتن و انتخابهای آگاهانه موقعیتها از سوی راوی است و به همین علت آن گیج شدگی مابین رؤیا و واقعیت را که در کارهایی از این نوع شاهدش بوده ایم نمی بینیم و این نکته ای است که رمان را از زیبایی شناسی اینگونه آثار تا حدی دور می کند. آخرین نکته ای که نودهی از آن یاد کرد عدم ارجاعات مشخص زمانی و اجتماعی در رمان بود که به عنوان ویژگی و شاخصه آن را به حساب آورد.

در ادامه این نشست ادبی حسین سناپور نویسنده رمانهایی چون « نیمه غایب » و « ویران می آیی » به  بیان نظراتش پرداخت و گفت : با وجودی که موضوع  طرح شده در رمان ( جدال میان مادر و دختر ) در عرصه ادبیات ما کم نظیر و شاید حتی بی نظیر باشد و با وجود آنکه بر خلاف آثار بسیاری که شاهدش بوده ایم، نویسنده به ترسیم شخصیتی تطهیر شده از دختر نپرداخته و شخصیتی خلق کرده که انگار دارد همه را به مبارزه فرا می خواند و همین نکته خودش به تنهایی برای آنکه رمانی جذاب خلق شود قاعدتا می توانسته کفایت کند، اما من رمان را چندان با رغبت نخواندم. شاید یک علت آن باشد که پس از خواندن، کتاب صحنه های جاندار کمی در ذهن ما به یادگار  می گذارد و شاید علت دیگر پرگو بودن راوی باشد که بجای نشان دادن وقایع، مرتب از آنها حرف می زند.

نکته دیگری که سناپور از آن به عنوان مشکل یاد کرد آن بود که وقتی با این نگاه به کار بنگریم که داستان‏، ماجرای کشمکشهای دختر با مادر است، با پایان بخش اول و عدم حضور پر رنگ مادر در بخش دوم، عملا کار از لحاظ ساختاری لطمه خورده است. آخرین نکته ای که سناپور از آن به عنوان انتظاری برآورده نشده یاد کرد، عدم حضور پررنگ اجتماع شهری و روابط خاص آدمهای شهری در رمان احمدی بود که با توجه به شناخت قبلی از وی و خصوصا مجموعه مقالات و گفتگوهای مفصلش با نویسندگان معاصر در ارتباط با ادبیات شهری، سؤال برانگیز به نظر می رسد.

منتقد دیگری که در این نشست ادبی به بیان دیدگاه هایش پرداخت فارس باقری نویسنده مجموعه داستان « گاهی به پشت سرت نگاه نکن » بود که ساختار کار را با توجه به انباشت خاطرات در آن، مشابه کتاب « آلیس در سرزمین عجایب » ارزیابی کرد. به عقیده وی در این رمان هم مانند آلیس همه چیز برای راوی حالتی عجیب و غیر واقعی و خیالی دارد. در اینجا هم راوی برای شناخت واقعیتها سعی می کند آنها را تفسیر کند و ابتدا آنها را برای خودش توضیح دهد. به همین خاطر است که زبان قدری انتزاعی می شود و شاهد حضور فراوان استعارات و تشبیهات می شویم و البته همین قضیه از زاویه ای دیگر باعث می شود که خواننده آنطور که باید به داستان وارد نشود. باقری ادامه داد : به نظر می رسد که مطابق ساختار آلیس... قرار بوده است  ما بلوغ و رشد این دختر را ببینیم و تغییر مفاهیمی چون « زن و مرد » و « مادر و پدر » را شاهد باشیم اما کار متاسفانه به عمق نمی رود و با ترسیم نکردن پیچیدگیهای ارتباطی آدمها، به طور مثال خاص نشدن رابطه راوی با همسرش مانی، رمان در این عرصه آنچنان که باید موفق نمی شود. باقری در پایان اشاره کرد که البته رمان لحظه های گیرایی چون بیان عشق یحیی به مهتاب را هم دارد که ای کاش با صبر و عدم تعجیل نویسنده، شاهد صحنه های بیشتری از این دست می بودیم.

ابراهیم دم شناس نویسنده مجموعه داستان « نهست » در ادامه جلسه نظراتش را بیان کرد و گفت : پوشه ای در داستان است که محتوای آن را نمی بینیم و احتمالا همانی است که داریم می خوانیم، با توجه به گفتار خود راوی در صفحه آخر. فکر می کنم فقط بخشی از این قضیه می توانسته وارد رمان شود نه به آن نحو که راوی در صفحه آخر می گوید : پوشه را باز کردم کلمه شروع را بالای اولین صفحه نوشتم و پایان را پایین آخرین صفحه. این نحوه کار نوعی پیش گویی و قطعیت را عملا به کار نسبت می دهد، حال آنکه محتوای اثر با این نحوه برخورد تفاوت دارد به این معنی که کار تمام شده نیست و زندگی ادامه دارد.

موضوع دیگری که دم شناس به آن پرداخت ارائه تصویر مادرانه از زن بود در این اثر در مقایسه با تصاویر معمول معشوق یا بدکاره. به عقیده دم شناس این اثر انگار می خواهد بگوید که دوران مادری دیگر تمام شده و یا آنکه شکل دیگری به خود گرفته است و این مسئله با انتخاب درست راوی ای که دختر است شکل گرفته. در همین ارتباط می توان به عدم متکی بودن داستان بر مکان هم اشاره کرد و شاید اگر مکان رمان فضایی بینابین شهر و روستا انتخاب می شد  کوبندگی شخصیت مادر بیشتر می شد.

پوریا فلاح ضمن تقدیر از نویسنده به بیان پرسشهایی پرداخت که شاید با پاسخ به آنها بتوان به این نتیجه رسید که چرا برخی با خواندن کتاب از آن لذت نبرده اند. وی از این منظر به عناصری چون کمبود تصاویر ‏و عدم حرکت زبانی در اقتضای موقعیتی داستان و ایفای نقشی چون سرعت گیر از این ناحیه، اشاره کرد.

حامد حبیبی نویسنده مجموعه داستان « ماه و مس » و ((آنجا که پنچرگیری ها تمام می شود)) هم با مقایسه مجموعه داستان « سارای همه » و رمان حاضر به بیان تشابه مضامین در این دو اثر پرداخت و گفت : در« سارای همه » نویسنده تصاویر زیبایی خلق کرده بود، کنش و واکنشها را ما خودمان می دیدیم و از زبان ساده ای هم بهره گرفته بود، اما در این کتاب نویسنده مرتب توضیح می دهد و احساس می کنم احمدی خواننده اش را دست کم گرفته و همانند سازیهایی را که خواننده خود می توانسته انجام دهد به جای او انجام داده است. از همین دست می توان به جملات تکراری هم اشاره کرد که فراوان در کار دیده می شود. از منظر روابط اجتماعی، حبیبی عقیده داشت نشان دادن اینکه آدمها دو رو دارند و سعی می کنند چهره واقعی خود را نشان ندهند، بدون تردید نشانه بازتاب مسائل اجتماعی در روابط آدمها است که رمان به آن پرداخته.

در ادامه نشست مژگان خلیلی، پریا نفیسی، مرد علی مرادی و مسعود پهلوان بخش از دیگر نویسندگان ومنتقدان حاضر در جلسه هم به بیان نظراتشان پرداختند و عمدتا عقیده بر این داشتند که بخش اول و بیان زندگی و حسهای درونی زنان طبقه متوسط و در حال گذار جامعه ما خوب از کار در آمده است.

 

در پایان جلسه فرشته احمدی ضمن تشکر از حضار و دقت نظر آنان در خوانش کتاب به برخی سؤالات و مسائل مطرح شده پاسخ داد و گفت : در ارتباط با محور اصلی اثر، روی کرد من آن بوده که نشان دهم آیا زن می تواند از آن دلزدگی که اسیر آن است بگریزد و به اجتماع وارد شود؟ چیزی که در پایان هم انگار محقق نمی شود و زن هر چند تلاش بسیار می کند اما نمی تواند رابطه ای به سامان با اجتماع و اطرافیانش  بر قرار کند.

نکته دیگری که نویسنده اثر به آن اشاره کرد آن بود که به هیچ وجه نمی خواسته این حس ایجاد شود که راوی در پایان شبیه مادرش می شود یا جا پای جای او می گذارد، ولی به نظر می رسد که برخی چنین حسی داشته اند که شاید ناخواسته چنین شده است. در مورد پرسش دیگری که برخی حضار مطرح کرده بودند و نظر خود نویسنده  را در مورد کمبود کشمکش و ضرورت احتمالی آن جویا شده بودند، احمدی اظهار داشت : در این اثر هدفش آن بوده که از بسیاری دانسته ها آگاهانه بگذرد و این داستان چیزی بوده که باید به همین نحو نوشته می شده تا وی از برخی دل مشغله های ذهنی خود رها شود به همین خاطر هم نسبتا سریع و در مدت سه ماه آن را نوشته و بازنویسی هم عمدتا بدون آنکه تغییری اساسی در کار ایجاد کند تنها کار را مرتب کرده است. احمدی در پایان گفت که در رمان بعدی اش    « جنگل پنیر» قصه گویی حضور بسیار پر رنگ تری داشته و کار با وسواس بسیار و بازنویسی مکرر نوشته شده است و امید وار است که آن کتاب  هم مانند رمان حاضر با نگاه  بی شائبه و موشکافانه جامعه ادبی روبرو گردد.

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()