زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

سینمای گای ریچی

                         گنگستر های دوست داشتنی

 

  بارزترین خصوصیت فیلم های گای ریچی، لحن دوگانه آنها در روایت، پرداخت سکانس های اکشن و دیالوگ نویسی است که هم طنز به نظر می رسند و هم جدی و مهیج و  پر از تعلیق. این ویژگی، در کنار نمایش زد و بند گنگسترهای هجو شده و خرده روایت های زیادکه باعث روایت خارج از زمان او می شود و گاه زمان فصول متوالی را در فیلم های او پس و پیش می کند، دلایل اصلی شباهتی است که اغلب منتقدان سینمایی میان کارهای ریچی و آثار تارانتینو یافته اند و به آن اشاره کرده اند.جدا از تاثیرپذیری سبکی  این دو از یکدیگر نمی توان شباهت زیادی بین شان دید وگرنه این دو  در بسیاری از جهات سینمای متفاوتی دارند،خصوصا" موقعیت های گروتسک فیلم به کمدی های سیاه، طنز قوی و کارهای گای ریچی را نمی توان در تارانتینو دید

قاپ زنی  داستان دو گنگستر خرده پای بخت برگشته است که در پی  در پی جلب رضایت پدرخوانده ای است بی رحم همراه با  انبوهی از خلافکارهای روس و انگلیس و امریکایی که همه به دنبال قطعه الماسی هستند که اولش در اختیار بنیسیو دل تورو بود و بعد، از شکم یک سگ سر درمی آورد!

 

"گلنگدن، قنداق و دو لوله‌ تفنگ تازه شلیک شده" اولین فیلم ریچی بود که با بودجه محدودی ساخته شد و هیچکدام از شرکت انگلیسی حاضر به خرید و پخش آن نشدند تا یک شرکت آمریکایی حاضر به این کار شد و فیلم بعد از مدتی به یکی از پرفروشترین فیلم های تاریخ انگلستان تبدیل شد.فیلمی نوآورانه از ژانر کمدی سیاه که با وجود شخصیت های زیادی و پیچیدگی های فرمی لذت بخش و پر تنش است.کات ها و تدوین خاص گای ریچی از این فییلم هر چند برگرفته از وئدیو کلاب هایی است که ساخته بود اما امتیازات زیادی داشت که در فیلم دومش قاپ زنی/ Snatch در سال 2000 به کمال رسید فیلمی که این بار با بودجهء آمریکایی ها ساخته شد و ریچی با دستی باز و استفاده از هنرپیشه های حرفه ای مثل برد پیت توانست موفقیت مضاعفی برای خود رقم بزند.بعد از آن ریچی با ازدواج با مدونا و استفاده ار او در فیلمش هر جند در میان عامه مشهور شد اما با ساخت فیلم Swept away یا گم گشته در سال  2002 همه را نا امید کرد؛ در گم‌گشته، مدونا نقش یک زن پولدار و نیمه افسرده با نام امبر را بازی می‌کند که با هیچی حال نمی‌کند. در یک سفر با کشتی که توسط همسرش تدارک دیده شده، بعد از این‌که کشتی اسیر طوفان می‌شود، با یکی از ملوان‌های کشتی( آدریانو جیانینی) در جزیره‌ای تنها می‌ماند. ملوان شلخته، دور از اجتماع، جای اجتماعی خودش و زن پولدار را عوض می‌کند و این‌جوری می‌شود که کم کم غرور و خودخواهی امبر از بین می‌رود و یک مشکل تازه پیدا می‌کند: او حالا عاشق ملوان شده!

تا اینکه دوباره با ساخت راک اند رول به سینمای خودش بازگشت. فیلم راک‌اند رول دربارهء به نابودی گنگسترهای قدیمی توسط نسل جدید جنایتکاران است که نماد آنها گنگسترهای اروپای شرقی و روس هستند؛ یک تبهکار روس‌ وارد معاملات املاک و مستغلات لندن می‌شود و از این راه میلیون‌ها پوند به جیب می‌زند. جنایتکاران گروه‌های زیرزمینی لندن هر کدام سهم خود را از این ثروت باد آورده می‌خواهند و دخالت شخصیت‌های گوناگونی از جمله «آقای یک، دو» ، «استلای حسابدار»، «جانی کویید» و یک ستاره موسیقی راک اندرول در این ماجرا به کشمکش‌هایی خونین می‌انجامد.

ریچی بعد از سال ها کار در حیطه های تجربی و ویدئویی همچون ویدئوکلیپ، می خواسته نخستین فیلم بلندش را بسازد و هدف بدعت گذارانه یی که در ذهن داشته، ایجاد تغییر یا دست کم تکانی کوچک ولی قابل توجه در سینمای راکد و متصنع و سنت زده بریتانیا بوده است. او در ساختار فیلم هایش با استفاده از حرکات اریب و سیال و پیش بینی ناپذیرکادر و نور و دوربین، جذابیتی مضاعف به چالش های به وجود آمده در روابط هجو گونه شخصیت ها می دهد و با ریتمی تند و کات های زیاد سعی می کند طراوت خاصی به فیلم هایش دهد.

باید پذیرفت سینمای ریچی مثل برادران مارکس، اساس و  کلیت طنز هایش را  بر اساس شوخی  های زبانی(انگلیسی) و استفاده از استعاره هاست یا پایین تر از حد مورد انتظار تماشاگر بودن رفتار شخصیت هاست تا استفاده  از موقعیت های طنز.

گنگسترهای ریچی نوعی بلاهت اندیشمندانه دارند که حتی در کارهای تارانتینو نیز کمتر نظیرشان را می بینیم شخصیت هایی که با وجود آدم کشی ها و خشونتی که دارند تماشاگر هنوز می تواند دوستش داشته باشد. شخصیت هایی که تارانتینو در قصه های عامه پسند از آن ها بهره می گیرد. . شحصیت های تارانتینو با گفتن دیالوگ های بی ربط در موقعیت های حساس تفاوت خاصی با  انجام اعمال احمقانه کمتر از حد انتظار شخصیت های زیچی دازند. در سکانسی از قاپ زنی دو خلافکار که فکر می کنند در پشت درهای بسته یک کازینو گیر کرده اند، ناخواسته به دری که درست جلوی آنهاست برخورد می کنند و متوجه باز بودنش می شوند در که با اطمینان ابلهانه از قفل بودنش  حتی یک بار هم آن را امتحان نکرده اند! ریچی به راحتی شخصیت های گنگستر و قدرتمند را که ما سال ها آن ها را در سینما ستایش کرده ایم دست می اندازد و هجو می کند طوری که دیگر قدرت و جنگ قدرت از آسمان به زمین نزول می کند و  آن نظام پیچیده و محکم تبدیل به روابطی از سر بیکاری و مسائل سادهء اجتماعی است به طوریکه در فیلم    "گلنگدن، قنداق و دو لوله‌ تفنگ تازه شلیک شده "قدرتمندترین و  سردسته گنگسترها بر اثر یک اتفاق ساده کشته می شود و مرگ او محوریتی در روایت ندارد(این شکل را مقایسه کنید با فیلم های بزرگ تاریخ سینما مثل پدرخوانده)

هیچ کدام از دیگر فیلم های ریچی به اندازه دو فیلم اول او آن  بدعت در روایتگری، پیچیدگی غریب و  طنز روابط آدم ها را نشان نمی دهد هر چند هم که او در کارهای جدیدش دوباره سعی کرده از همان تم ها و روابط آدم کشان و  دغل بازها با هم حرف بزند به همین خاطر او نتوانسته مثل دیگر فیلمسازانی که سعی بر  نمایش و کار در محیط های خاص و روایت پست مدرن دارند شهرت کسب کند.

 

فیلم‌شناسی گای ریچی به عنوان کارگردان:

 

 1998 گلنگدن، قنداق و دو لوله‌ تفنگ تازه شلیک شده

2000 قاپ زنی/ Snatch

Swept away 2002  گم گشته

200۶ Revolver

2008 Rock,n,Rolla

+ مهدی فاتحی ; ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()