زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

تلویزیون رسانه’ مخاطب

 

 درباره سریال و سریال سازی بحث بر سر مفاهیم و نوع نگاه نیست بلکه مسئله اصلی،مخاطب و توانایی کارگردانی و فیلمنامه نویسی است که چگونه و تا کجا توانسته یا می تواند آن را جذب کند یا تا آخرین قسمت بیننده خود را حفظ کند.شاید ما تا به حال سریال های زیادی دیده باشیم و موقعی که آن ها را دنبال می کنیم اتفاق و سرنوشت شخصیت ها برای مان مهم و گاهی حیاتی شده باشند ولی کمتر پیش می آید که سریالی یا حتی یکی از قسمت های آن در ذهن و خاطرمان ماندگار شود.این چیزی است که سال هاست کمپانی هایی که در این زمینه کار می کنند از آن آگاهند و تمام انرژی و سرمایه شان را برای جذب همین مخاطب موقت گذاشته اند مخاطبی که به قول گدار بر خلاف سینما رو به بالا نگاه نمی کند.

در چند ماه(سال!) اخیر تب سریال های خارجی بالا گرفته و دیگر نمی توان با اکراه با این نوع کارها برخورد کرد بلکه این نوع کارها دیگر به تخصص و دغدغه اصلی بعضی از فیلمسازان تبدیل شده و می بینیم که کارهای شان گاهی از ایده ها و خلاقیت های ارزشمندی نیز برخوردار است.

در این میان به خاطر ضعف های مشهود سریال سازی در ایران و نگاه تنگ نظرانه تلویزیون به مخاطبانش،که گاهی چنین به نظر می آید که آن ها هیچ اهمیت برای شان قائل نیستند(مخاطب اصلی ترین عنصر کارهای تلوبزیونی است.) و هنوز هم فکر می کنند که مخاطیانشان به هر حال کارهای آن ها را می بینند و هیچ رسانه ای هم نیست که کم کم بتواند جایگزین شبکه های آبکی تلوبزیون شود،و از آن مهمتر سفارشی شدن سریال سازی و محدود شدن چند فرد خاص برای کار تلویزیونی،شاهد آن هستیم که با اختگی سریال سازان ایرانی و دلسردی تماشاگرانشان سریال های خارجی به وفور در بین مردم دست به دست می شود و کم کم دی وی دی های سریال های خارجی جای شبکه های تلویزیونی را گرفته است.اتفاق بد یمنی که اگر تلویزیون بخواهد به همان سیاست های چند سال اخیرش ادامه دهد و حتی برای نجات خودش دست به دامان سریال های چینی و کره ای شود به مرور بر اثر کم تجربگی در ساخت و اجرای کارهای ایرانی و عوض شدن مذاق تماشاگر،دیگر کار کردن برای همان کسانی که زمانی لیاقت و ارزش های خود را نشان داده بودند هم سخت شده و  باید سرمایه های مان را خرج با تجربه کردن فیلمسازان خارجی کرده و قهرمان های پوپولیستی مان را هم از بیرون مرزها وارد کنیم.

 

بین سریال های موجود پر مخاطب که بیشتر دیده شده و از آن حرف زده می شود می توان به

Sex and the city, Desperate house wife friends,lost,24,prison break, اشاره کرد که البته دو تای اولی با وجود اینکه کارهای یه نسبت خوبی هم هستند هنوز مورد توجه زیاد قرار نگرفته اند.

     friends,desperate hous wife,sex and the cityرا می توان جزوء کارهای طنز به حساب آورد کارهایی که در جذب مخاطبش بیشتر از عنصر جذابیت های شخصبتی و کمیک جلوه دادن روابط و مسائل رابطه استفاده می کند(خصوصا" friends,desperate hous wife  )در این نوع کارها مهارت کارگردانی زیاد  به چشم نمی آید و در واقع هستهء اصلی کار نیست،و بیشتر از هر چیزی ایده های فیلمنامهء(نه حتی پرداخت آن)هر بخش از کار است که می تواند شخصیت های معمولی را هم در مقابل چشم مخاطبی که همیشه با این نوع مسائل،چه در زندگی و خاطرات و چه حتی در کتاب های دم دستی،با تلخی روبرو بوده است کمیک و جالب نشان دهد.در این کارها بیشتر از نماهای ثابت به خصوص مدیوم شات های طولانی و کلوزاپ(که اختراع تلویزیون است) استفاده می کنند و با جابه جا شدن شخصیت ها در محیط بسته شان نمی گذارند خستگی به چشم مخاطبش هجوم بیاورد.

سریالهای lost,24,prison break را با وجود تفاوت هایی که با هم دارند می توان نوع دیگری از سریال های پلیسی جنایی سابق بر این به حساب آورد که امروزه با رشد امکانات فیلمسازی و هزینه های گزافی که برای این رسانهء پر مخاطب صورت می گیرد چنان مخاطبش را جذب می کند و با اتفاقات و استفاده از عنصر تعلیق مخاطبش را تا انتها نگه می دارد که دیگر می توان گفت حتی در یک بخش از آن ها به اندازه تمام آن سریال های جنایی سابق هیجان و حساسیت ایجاد می کند.

Lost که یکی از اولین سریال های وارد شده و مورد توجه قرار گرفته است در ابتدا با شروعی پر تنش تکان محکمی به مخاطبش می زند و با درگیر کردن تماشاگر با یک یک شخصیت هایش(شخصیت اصلی وجود ندارد و در هر بخش می توان چند نفر را کاراکتر اصلی دانست.)کار را جلو می برد.این سریال با وجود اینکه در سه فصل اول به خوبی کار می کند و می تواند با فضای بازی که در فیلمنامه فراهم شده حسابی تماشاگرش را میخکوب کند اما کم کم از تاب و توان می افتد و گره ها و بازشدن آن چنان غیر واقعی و عجیب می شوند که هر اتفاقی را در آن می توان تصور کرد.مسئله ای که ظاهرا فیلمنامه نویسان این سریال هم از آن بی خبر بوده و به دلیل تقاضای زیاد مجبور شده اند تا فصل های بیشتری به آن اضافه کنند و ناخواسته در دام وضعیتی بیفتند که  تاب بیرون آمدن از آن را ندارند.سریالی که هنوز هم به پایان نرسیده و بعد از فصل پنجم آن هنوز در حال ادامه دادن و ساخت بقیهء کار هستند!

سریال 24 از آن نوع سریال هایی است که به نظر من بیشتر از فیلمنامه،کارگردانی کار است که در آن به کمک اثر آمده و می تواند با وجود اینکه یک کار تلویزیونی است اما از خیلی از تریلرهای سینمای پر بیننده تر و هیجان انگیز تر باشد.استفاده از نماهای متفاوت از هر اتفاق و کنش و بهره کافی بردن از تمامی کنش های فیلمنامه و رها نکردن مخاطب تا آخرین لحظه و از همه مهمتر اینکه با وجود شباهت های ساختاری بخش های متفاوت،هیچ کجا به ورطهء تکرار نمی افتد و دستش را لو نمی دهد.اما ضعف کار ساخت یک قهرمان همیشگی آمریکایی است که از پس همه چیز بر می آید هر چند دوست داشتنی.اما نکته مهم تر نگاه تحقیر آمیز و گاهی عجیب این سریال به عرب تبارها و گاهی ایرانی هاست که وقتی فکر می کنیم که این سریال به راحتی در همه جا به نمایش در می آید و اینگونه یک نژادی متهمِ پیش فرض به تروریست بودن مادرزاد می شود از آینده افکار عمومی به وحشت می افتیم.در این سریال بازیگر پر ارزش کشورمان هم،خانم شهره آغداشلو،در یکی از فصل ها ایفای نقش می کند که به خاطر این نقش مورد تقدیر هم قرار گرفته است.

prison break سریال جذابی است که چند وقت پیش در ایران دوبله شد و قرار بود در تلویزیون ایران پخش شود ولی در نیمه راه ماند و توسط موسسه رسانه های تصویری منتشر شده است.این کار در بین ما بقی کارها بیشتر از هر عنصری وابسته به فیلمنامهء ارزشمند و قرص محکمش است که برخلاف کارهای اینچنینی(و دو سریال قبل)که اصولا در بعضی از بخش ها از منطق اصلی دور می شوند در تمام کار از پیرنگ قوی برخوردار است.سریالی که می توان گفت بیشتر از بقیه یک شخصیت محوری دارد که بقیه شخصیت ها در کنار او به عنوان شخصیت های فرعی به حساب می آیند.استفاده از موضوع دستمالی شدهء فرار زندانیان و ساخت خلاقانه سریال با این موضوع،بدون آنکه احساس کنیم نویسندگانش به ورطه کلیشه یا تکرار افتاده اند باعث شده که این کار از ارزش ها خاص خودش(خصوصا فیلمنامه نویسی)برخوردار باشد.

 

+ مهدی فاتحی ; ۳:۳٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()