زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

داستان فیلمنامه دکوپاژ

 به تازگی به همت انجمن سینمای جوان،بر اساس یکی از داستان های مجموعهء"مردم عادی زندگی معمولی" به نام "کمد" قرار است فیلم کوتاهی تهیه شود که به همین دلیل بی مناسبت ندیدم بخش ابتدایی داستان،فیلمنامه اقتباسی و دکوپاژی را که بر اساس آن نوشته شده در اینجا بیاورم.

 

داستان:

 نجار تخته ها را کنار هم گذاشت و با میخ های کوچکی به یکدیگر وصل شان کرد. امشب باید کار کمد را تمام می کرد و فردا تحویل صاحبش می داد. لولا های در را که زد، درها به هم چفت شدند و کار تمام شد.

کارش که تمام شد به ارهء گوشه ی دیوار تکیه داد و سیگاری روشن کرد. سیگارش را دود می کرد و به کمد نگاه می کرد. بعد بلند شد و درِ کمد را باز کرد تا به داخل کمد نگاهی بیاندازد و از سابیدگی و صافی داخل آن مطمئن شود. در کمد را که باز کرد جنازه ای از آن بیرون افتاد. نجار از جایش تکان نخورد و به او خیره شد، سیگار لای انگشتش می سوخت و دود می شد که از دستش افتاد. با پا محکم روی آن کوبید. جنازه را برگرداند تا صورتش را ببیند. دست هایش می لرزیدند و توان نداشتند. به زور جنازه را از روی زمین برداشت و دوباره توی کمد جا داد. درهای کمد را قفل کرد و به کمد خیره شد. به این فکر کرد که صبح آن را به کسی که سفارش داده بدهد و برای مدتی به بیرون شهر برود.

 

صبح که شد، مرد بابت ساختن کمد  از نجار تشکر کرد و کمد را با کمکش توی ماشین گذاشت. نجار حرف نمی زد و با لبخندِ کم رنگی مرد را همراهی می کرد.

 

فیلمنامه:

 

1.داخلی.نجاری.بعد ازظهر

مغازه پر از چوب های بلند و نیمه بریده است.کف مغازه را خرده چوب های اره شده پر کرده است.مردی تنومند با لباس کهنه ای که بازوهایش از آن بیرون زده و کمی از موهای سینه اش بیرون ریخته در حال سمباده کشیدن به کمدی است که وسط مغازه است.اره برقی بزرگی کنار مغازه قرار گرفته و خاموش است. نجار بعد از مدتی نگاهی به اطراف کمد می اندازد و بعد  به اَره گوشه ی دیوار تکیه می دهد و سیگاری روشن می کند. سیگارش را دود می کند و به کمد نگاه می کرد. بعد بلند می شود و درِ کمد را باز می کند تا به داخلش نگاهی بیاندازد و از سابیدگی و صافی داخل آن مطمئن شود. در کمد را که باز می کند جنازه ای از آن بیرون می افتد.

نجار کمی عقب می رود و به آن خیره می شود. سیگار لای انگشتش می سوزد و دود می شود.سیگار آرم از لای انگشتش لیز می خورد و روی زمین می افتد. با پایش محکم روی آن می کوبد. جنازه را برگرداند تا صورتش را ببیند. دست هایش می لرزید. به زور جنازه را از روی زمین برمی دارد و دوباره توی کمد جا می دهد. درهای کمد را قفل می کند و به کمد خیره می شود.

 

2. خارجی.مقابل مغازه نجاری.روز

مرد جوانی با لباس های به هم ریخته یک طرف کمد را گرفته و با کمک نجار کمد را داخل وانتی می گذارد.

 نجار چیزی نمی گوید و به او نگاه می کند.مرد لباس هایش را می تکاند و دستی بلند می کند و به طرف در ماشین می رود.وانت دور می شود و نجار ایستاده در خیابان دور شدنش را تماشا می کند.

 

 

دکوپاژ:

 

1.خارجی – خیابان – l.strack in – روز

نمایی از خیابانی شلوغ که در دو طرف آن را مغازه هایی پر کرده است و پیاده رو مملو از آدم هاست.دو ربین در میان خیابان به سمت چپ حرکت کرده و به در مغازهء نجاری می رود.

 

2.داخلی- نجاری – نجار و کمد – l.s->f.s - track in – روز

آرام آرام به به کمد که در وسط مغازه قرار گرفته و نجار در سنت راستش ایستاده نزدیک می شویم و روی نمای کاملی از کمد ثابت می شویم.

 

3.داخلی – نجاری – نجار و کمد- l.s->f.s  - pan.ltrack.in - روز

(در این حالت دوربین را به طور مایل در سمت چپ قرار می دهیم و با نزدیک شدن نجار به کمد به او نزدیک می شویم)

نجار به اره کنار دیوار تکیه داده و در حال خاراندن کنار پایش است.در دست دیگرش سیگاری در حال دود کردن است.بعد از نگاهی به سر و شکل کمد بلند می شود و به سمت کمد می آید.با سمباده کناره ها و لبه های کمد را می کشد و بعد دستش را به طرف کلید در کمد می برد.

 

4. داخلی – نجاری – دست نجار- c.u – روز

کلید را می چرخاند و در کمد را باز می کند.

 

5..داخلی – نجاری – نجار و جسد- f.sh.h.camera  - روز

با باز شدن در کمد جنازه ای از آن بیرون می آید که نجار خودش را کنار می کشد و جسد روی زمین می افتد.

5. داخلی – نجاری – نجار و جسد– o.s  - h.h.camera  - روز

نمایی از پشت شانه نجار که به جسد خیره شده است.او کمی به اطرافش نگاه می کند و از طرف راست کادر حرکت می کند.سیگارش را به سمت زیر سیگاری می برد.

 

6..داخلی – نجاری – زیر سیگاری- c.u – روز

سیگار را با فشار و کمی لرزش دست در زیر سیگاری فشار می دهد.

 

7..داخلی – نجاری – نجار – m.s->l.s - h.h.camera  - روز

با دوربین در یک نمای m.s  با او حرکت می کنیم و به سمت در مغازه می رویم.نجار با نگاهی به اطراف مغازه در را می بندد(کرکره را تا نیمه پایین می کشد.) و بعد ما او را از پشت دنبال می کنیم که به طرف جسد می آید.او کمی بالای سر جسد مکث می کند و بعد می نشیند. صورت جسد را بر می گرداند و بعد سعی می کند او را از زمین بلند کند و دوباره داخل کمد جا دهد. بعد از داخل کردن جسد و بستن در کمد.

 

8.. داخلی – نجاری – دست نجار- c.u – روز

کلید را می چرخاند و در کمد را  می بندد.

 

9.. داخلی – نجاری – نجار – c.u<-m.s - h.h.camera  - روز

رو به دور بین و پشت به کمد ایستاده ودست هایش را پشتش گذاشته و پیدا نیست.به سینه ی او نزدیک می شویم که نفس نفس می زند.

 

10. داخلی- نجاری – نجار و کمد – l.s  – روز

نجار در حال جمع کردن وسایلش است.صدای ترمز ماشینی را می شنود و سمت دور بین بر می گردد.

 

11.داخلی – ماشین-l.s  - روز

نمایی از داخل مغازه داریم که وانتی را جلوی در ایستاده می بینیم.

 

12. خارجی- نجار ،مرد،کمد – l.s  -غروب

مرد در بیرون سر کمدی را گرفته و به طرف وانت می رود و کمد را پشت وانت جا می دهد.بعد مرد سوار ماشین می شود و از آنجا دور می شود.

 

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()