زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

یک سال با زنو

 این عکس قرار بود روی جلد کتاب مردم عادی زندگی معمولی کار شود!

 

 

 ماه در برابر ماست،حتی اگر دوباره خوابیده باشیم.

حدود یک سال از راه اندازی وبلاگ زنو می گذرد.سالی همراه با سختی ها،تلخی ها(به خصوص بی خبریم از جواد ماه زاده عزیز!)، خوشی ها و دوستی ها و بی مهری ها و ...

حضوری واقعی در صفحه ای مجازی(شاید هم واقعی تر!) که مطالب حاضر در آن گاهی مورد استفاده مجلات و روزنامه های ادبی سینمای داخل و خارج کشور(مجلهء Book Review)و بعضی از سایت ها قرار گرفت،گاه تایید و گاه تکفیر شد،گاهی به واسطهء آن دوستانی یافتم و گاه دوستان عزیزی را از دست دادم.ولی هر چه که بود زنو سر جایش می ماند و بی وقفه ادامه می دهد و هیچ وقت و هیچ روزی دست از موضع منتقدانه اش برنمی دارد موضعی که به مذاق خیلی از ما خوش نمی آید.اما این روند ادامه دارد به خصوص دربارهء فضای پر رخوت ادبیات معاصر و سینمای امروز(اگر چیزی به این نام هنوز در قید حیات باشد.) زیرا که برای من هیچ وقت حرف و کلامی مبتذل تر از نقد سازنده نبوده و معتقدم که تنها روی ویرانه هاست که می توان بنای نویی را بنا نهاد.

بعد از یک سال هنوز هم فکر می کنم اولین مطلبی که در زنو به نمایش درآمد و پایه و اساس حضورم در این عرصه بود تازگی دارد و قابل باز خوانی:

 

هنوز برای قرض گرفتن

هیزم از همسایه ها

هوا آنچنان سرد نیست.

 

+ مهدی فاتحی ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()