زنو

یادداشت های مهدی فاتحی درباره هنر ادبیات و سینما

سینمای آلخاندرو آمنابار

        

         زندگی کردن حق انسان است نه وظیفه اش

 

آلخاندرو آمنابار در سال ١٩٧٢ در شیلی به دنیا آمده است.او با ساخت فیلم "چشم هایت را باز کن" به شهرت رسید  و بعد از آن به هالیوود رفت و در سال 2001فیلم ارزشمند "دیگران" را با همراهانی آمریکایی ساخت.او در سال 2004 برای فیلم دریای درون جایزه ونیز و اسکار بهترین فیلم خارجی را دریافت کرد.آمنابار، فیلمساز ۳۲ ساله متولد شیلی اما بزرگ شده اسپانیا، در کنار پدرو آلمادوار از معروفترین و خوش آتیه ترین فیلمسازان اسپانیایی است.

 

فیلم "چشم هایت را باز کن" که پنه لوپه کروز نیز در آن ایفای نقش می کند ساختار و داستان تکان دهنده ای دارد و  با تدوینی ساختار شکنانه بر جذابیت های آن افزوده شده است.در واقع می توان گفت نقطهء قوت فیلم در کارگردانی و تدوین آن است.داستان و فیلمنامه کار نیز در آن زمان ارزش های زیادی داشت هر چند که بعد از آن نمونه های زیاد هالیوودی از آن ساخته شد (" نسخهء هالیوودی خود "چشم هایت را باز کن" با نام «آسمان وانیلی» به کارگردانی کامرون کرو هرگز نتوانست به اندازه نسخه اصلی موفق و جذاب باشد) دیگر تبدیل به کلیشه ای تکرار شونده شده است.

"چشم هایت را باز کن" داستان مرد خوش چهره است که سینما و بازیگری را دروغ های بزرگی می داند که حاضر نیست به آن تن دهد.او در این میان با دختر بازیگری(عشق بازیگری)آشنا می شود و دوست خود را رها می کند. بعد از تصادفی که برایش پیش می آید صورتش از بین می رود و مجبور می شود برای بودن با دوستان و حضور در اجتماع نقابی به صورتش بزند و نا خواسته تمام زندگیش وارد حیطه ای می شود که از آن فراری بود. او بعد از آشنا شدن با موسسه ای ترجیح می دهد که مرگ خود خواسته ای را تجربه کند و تا ابد رویای زندگی از دست رفته اش را ببیند.در واقع او بعد از ناتوانی اش از تحمل واقعیت اطرافش که حالا تمام اطرافیانش او را طرد کرده اند و کسی حاضر به ارتباط با او نیست رویا(که تمثیلی از سینماست) را به واقعیت ترجیح می دهد. رویای که چون سینما بسیاری از تنش ها و آرزوهای به باد رفته را دست یافتنی می کند.جدا از قابلیت های فیلمنامه و حرکت در هم تنیده اش در رویا و واقعیت،از نظر کارگردانی حیرت انگیز است؛فضا سازی ها و نماهایی ساخته شده ای که تلاطمات درونی شخصیت را نشان می دهد و چیدمان حوادث تن ندادن به کلیشه از مشخصه های ارزشمند کار آمنابار است که بعد از آن در فیلم های دیگر او نیز دیده می شود.

آمنابار از فرصت پیش آمده اش در هالیوود(توسط تام کرور) نهایت استفاده را برد و با فیلمنامه ای بدیع اثری را ساخت که او را تا حد استعداد جدید سینمای جهان مطرح کرد. «دیگران» فیلم مورد علاقه بسیاری از منتقدان جهان در سال ۲۰۰۱ بود که به واسطه حضور نیکول کیدمن در آن پخش جهانی مناسبی داشت و تماشاگران ایرانی نیز  توانستند آن را روی پرده سینما ببینند.فیلمی است مثل بقیه کارهای آمنابار خوش ساخت و با کاگردانی درجه یک.فیلمی که می توان آن را در ژانر سینمای وحشت امروزی قرار داد هر چند که در آن نه هیولا و جیغی وجود دارد و نه شخصیت های ویژه ای؛فیلمی که با تلنگری فکری  و فلسفی به تماشاگرش مدت ها او را می ترساند که چه کسی دیگران است:او یا ...

هراندازه که "دیگران" به لحاظ عوامل و مراحل تولید فیلمی هالیوودی به شمار می رفت، "دریای درون" اثری به غایت اسپانیایی است که حتی بازیگرانش نیز از این کشور انتخاب شده اند( خاویر باردم بازیگر نقش رامون سامپادرو بازی فوق العاده ای در آن ارایه داد که در جشنوارهء نیز جایزه بهترین بازیگر مرد را به دست آورد.) فیلمنامه فیلم را خود آمنابار با همراه همیشگی اش ماتئو گیل نوشته است و به سنت آثار او، موسیقی اش را نیز خود آمنابار تصنیف کرده است. داستان براساس ماجرایی واقعی نوشته شده است و درباره رومن سامپاردو مرد افلیجی است که 28 سال برای به دست آوردن حق مرگ مبارزه کرد. آمنابار این داستان را با اضافه کردن بن مایه های مورد علاقه اش درباره دیدگاه های مختلف پیرامون مرگ و زندگی، به وجود آوردن فضاهای تداخلی که در"چشم هایت را باز کن" هم به نوعی در کارش مشهود بود بازنویسی کرد.

شروع فیلم از موقعی است که رامون سال ها روی تخت در خانهء برادرش زندگی کرده و با کمک چند وکیل می خواهد حق مرگی شرافتمند را برای خود فراهم کند.او که در همین اثنا با زن نیمه فلجی آشنا می شود که وکالت او را به عهده می گیرد و دختری که با دیدن تصویر او در تلویزیون عاشقانه می خواهد او را به زیستن امیدوار کند.رامون که تصمیم قاطعی برای مرگ خودش گرفته است تنها کسانی را دوست خود می داند که زمینه را برای مرگش فراهم کند.فیلمساز و فیلمنامه نویس هر چند که نمود عشق را در روابط او با اطرافیانش نشان می دهد اما هیچ گاه در دام کلیشه نمی افتند و نشان می دهد مرگ چنان قدرتی دارد که عشق اطرافیانش به او ذره ای از ارادهء رامون به مرگ را کم نمی کند.روابط در هم تنیده ای از عشق مرگ که در تمام تراژدی های اولیه  و امروز حاضر است و زندگی در هر لحظه نمودی از ویرانی و مرگ را با خود به همراه دارد. به طوریکه انسان هیچ گاه نتوانسته و نمی تواند به تمام معنا خوشبختی محض را تجربه کند زیرا که درست در لذت بخش ترین لحظات زندگی، ترس و اظطراب از دست دادن یا تمام شدن آن لحظه یا عامل آن  خوشبختی را تنیده شده در لذتش حس می کند.

فیلمساز  نیز این تنیدگی مرگ و زندگی را همراه با رویا واقعیت(موتیف همیشگی کارهای آمنابار) در چیدمان صحنه ها و سکانس هایش رعایت می کند و تماشاگر با ریتمی مناسب لحظات مرگ آور و ملالت بار رامون را همراه با لحظات شیرین او نشان می دهد.

فیلم پر از دیالوگ های ارزشمند است که با دانستن سن فیلمساز و فیلمنامه نویس متعجب می مانیم که او جه اندوخته فلسفی و دانش زیسته ای همراه خود دارد.جواب هایی که به سوالات و حرف های از سر آسودگی دوستانش می دهد و دیالوگ های پر تنشی که با کشیش بر سر زندگی و مرگ دارد از بخش های فراموش نشدنی فیلم است.البته تنها خود دیالوگ ها نیست که تاثیر گذاری فراوان دارد بلکه اتخاب فیلمساز برای نشان دادن دیالوگ بین شخصیت هایش نیز از کارهای هوشمندانهء اوست.مثلا" اکثر آدم ها حتی معشوقهء روی ویلچر رامون می تواند از آن راه پله پر پیچ و هم اتاقش بالا بیایند و با او روبه رو صحبت کنند اما کشیش روی ویلچری که قصد هدایت او را دارد به خاطر بزرگی صندلی برقی اش نمی تواند از آن راه پله یا دالان پر پیج و خم ذهن او بالا برود یا درک کند و دیالوگش با کشیش در ابتدا با یک واسطه و غیر مستقیم و در انتها با فریادهای از راه دور صورت می گیرد(همین نکات ظزیف است که جدا از ایدهء خوب یک فیلمساز معمولی را به یک فیلمساز معتبر تبدیل می کند.)

حالا دیگر باید او را به تمامی فیلمساز معتبری در سینمای جهان بدانیم؛ او به خاطر "دریای درون"جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردان و بهترین بازیگر از جشنواره فیلم اروپا، نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم از منتقدان فیلم واشینگتن، جایزه روح مستقل و بالاخره نامزدی در دو رشته بهترین فیلم خارجی و بهترین بازیگر فیلم های درام تعدادی از دستاوردهای جهانی اوست.

او که در آخرین کارش،گورا،سراغ یک رمانس عاشقانه و تاریخی رفته است یکی از پرهزینه ترین فیلم های چند سال اخیر را ساخته و حالا دیگر برای هر نوع کاری می تواند تهیه کنندگان و کمپانی را به دنبال خودش بکشاند.

 

فیلم شناسی آلخاندرو آمنابار:

 

پایان نامه                 1996

چشم هایت را باز کن   1997

دیگران                  2001

دریای درون          2004

گورا                   2009

 

 

+ مهدی فاتحی ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()