اسکار فیلمنامه غیر اقتباسی به چه کسی رسید!؟

به نظر من اصغر فرهادی بیشتر از آنکه یک فیلمساز سطح بالا باشد یک فیلمنامه نویس درجه یک ایرانی است کسی که به بسیاری از فیلمسازان دیگر نیز مشاوره داده و می دهد.نیازی به توضیح اضافه نیست و کافی است به سه فیلم آخر او یعنی چهارشنبه سوری درباره’ الی و جدایی نادر از سیمین نگاه کنید.نقطه’ قوت هر سه فیلم فیلمنامه آن است و ساخت فیلم بیشتر از هر چیزی رعایت کردن استانداردهای سینماست.اما فیلمنامه ها دارای پیرنگ ها و شخصیت سازی های دقیقی است که با موقعیت سازی های به جا به وجود آمده است.

فیلمنامه جدایی نادر از سیمین کاندید اسکار شد ولی برنده اسکار نشد و فیلمنامه نیمه شب در پاریس وودی آلن برنده شد.بحثی نیست که به دلایل زیادی مشخص است که فیلمنامه وودی آلن به مراتب از فیلمنامه فرهادی ضعیف تر است.کاری که به نظر من مثل بقیه’ فیلم های جدید وودی آلن بیشتر در سطح ارایه’ یک حرف یا ایده باقی مانده است.وودی آلن به نظر من نابغه ای است در عرصه’ فیلمسازی که حتی می تواند با کوچکتر و ساده ترین موضوعات یک فیلم جذاب بسازد اما در مقابل فیلمنامه نویس های همشهری اش مثل چارلی کافمن حرف زیادی برای گفتن ندارد.

پس چرا اسکار به این فیلمنامه رسید؟اولین دلیلش شاید زبان متن فیلمنامه است زیرا داوران اسکار فیلمنامه متن آن را می خوانند و نظر می دهند.دوم شاید نگاه سینمای صنعتی در هالیوود است که به این نوع فیلمنامه هایی که از ایده و جذابیت برخوردار است بهای بیشتری می دهد تا فیلمنامه هایی چون جدایی نادر از سیمین که کفه آن بیشتر به پرورش شخصیت و به فکر انداختن تماشاگر سنگینی می کند تا جذابیت.

به هر صورت کاندید اسکار فیلمنامه شدن هم خود قدم بلندی است و بی گمان فرهادی لیاقتش را داشته و دارد.    

/ 1 نظر / 82 بازدید
یک فیلمنامه نویس

قیلم نامه ی نیمه شب در پاریس یکی از بهترین و کامل ترین فیلم نامه های دنیا است. اگر کمی سواد فیلم نامه نویس داشته باشید می بینید که این فیلم نامه در اجرای دقیق رخدادها کامل و بی نقص است و مثال خوبی برای تدریس فیلمنامه نویسی است. (کاری که خودم می کنم) برای مثال به ورود آدریانا به فیلم و نحوه ی درگیر شدن ان با گیل دقت کنید. فقط استادی چون وودی آلن می فهمد که صفخه ی 16 جای خوبی برای ورود آدریانا نیست. او با استادی ورود ماشین را در دقیقه 16، عطف اول (برخورد با همینگوی) را در دقیقه 23 ورود آدریانا را در دقیقه ی 37 (8دقیقه قبل از نقطه ی میانی) و عاضق شدن گیل و تغییر روند فیلم را در دقیقه ی 45 جا سازی کرده است. علاوه بر این دیالوگ های فیلم بسیار قوی و کارساز است. (مثلن نظر همینگوی در باره ی کتاب گیل) تصویر محوری و پیام اصلی نیز از شاهکارهای عصر حاضر است. اگر فرهادی چهارشنبه سوری نوشته، الن نویسنده ی دوتا از برترین فیلمنامه های تاریخ (انی هال و منهتن) است. به نظر منتقدین این فیلم بهترین فیلم خارج آمریکای الن و یکی از بهترین کارهای بزرگترین فیلمساز زنده ی جهان است. کتاب چیز خوبی است. فبل از وب نویسی کمی کتاب بخوانید!