سنباده بر متن:به چه قیمتی؟

رمان لب بر تیغ آقای سناپور به چاپ رسید!کتابی که ظاهرا" بعد از چند بار اصلاحیه خوردن و کم و کثر شدن و در نهایت نوشتن دوباره کل کتاب توانسته است مجوز انتشار بگیرد.اینکه یک نویسنده به چه قیمتی حاضر است حضور خود را در عرصهء نمادین نشان داده و ثابت کند،بیماری است که بسیاری به آن مبتلا شده و بعد از مدتی فوت می شوند.نویسندگانی که چون بازیگزان سینما و تلویزیون هیچ گاه نمی خواهند تصویرشان از ذهن تماشاگران پاک شود و برای این کار حاضرند در هر فیلم و سریالی چهره شان به نمایش در آید و تن به هر کاری می دهند.اما گذشت زمان خواه نا خواه چهره شان را پیر و فرتوت می کند و بعد از مدتی از خودشان در عرصهء نمادین جز یک تن فروش چیزی نمی بینند.

مصلحت گرایی،سکوت،همسویی و مدارا تنها باعث تثبیت وضع موجود می شود و بی مایگی را جانشین تحلیلی روشنگرانه می کند.اما در این بین بادمجان دور قاب چین های این عرصه با نوشتن و تحلیل کردن چنین کتاب هایی خودشان را تبدیل به دلقک هایی می کنند که حتی خود نویسنده کتاب نیز در خلوتش به آن ها پوزخند می زند.   

/ 2 نظر / 28 بازدید
نیلوفر انسان

در جستجو برای جایزه صادق هدایت امروز با شما و با وبلاگتون تازه آشنا شدم ... داستان برگزیده ی سال 88 رو هم خوندم که به نظرم خصوصا به لحاظ فرمی خیلی جالب بود و نو ... این مطلب هم مطلب فوق العاده ای بود که نوشتید ... واقعا در عرصه ی نمادین ماندن به چه قیمتی؟ به قیمت فراموشی در دراز مدت؟ ... به هر صورت از آشنایی با شما و وبلاگ شما و نوشته های شما خوشحالم آقای فاتحی گرامی ...

نویسنده

من هم راستش وقتی می بینم از زمان چاپ این کتاب تقریبا هیچ هفته ای نیست که چندتا مطلب آبکی و مهوع در رسانه های مختلف راجع به این کتاب چاپ نشود وحشت می کنم! واقعا خواننده های کتاب این جور آدمها هستند! اینهایی که خودشان را باسوادهای خاص و روشنفکر و منتقد می دانند! گذشته از این، این آقای سناپور و چند نفر دیگر که بیشتر معادل چیزهایی مثل بعضی هنرپیشه گان سینما هستند که در عرصه ی ادبیات ظاهر شده اند تا حالا واقعا چه گلی به سر ادبیات و هنر زده اند که بقیه ی نویسندگان و شاعران و مترجمان نتوانسته اند بزنند؟ جدی میگم! واقعا دارد استفراغم می گیرد اینقدر عکس و مصاحبه ی صد من یک غاز سناپورها و پوری ها و تراکمه ها و طاهری ها و کوثری ها و غبرایی ها و گلستانها را در همه جا دیدم!