توماس مور؛نمودی از یک بازی تاریخ

فیلم "مردی برای تمامی فصول" یکی از فیلم های فرد زینمان است که در سال 1967 ساخته شده و بر گرفته از نمایشنامه ای به همین نام رابرت بولت است.این فیلم بر اساس زندگی توماس مور نویسنده و کاتولیک با تعصب قرن پانزده انگلستان ساخته شده که به خاطر ایستادگی و مقاومتش در مقابل نقض قوانین کشورش و کلیسا جان خود را از دست داد.

توماس مور(1478-1535) و پدرش از حقوقدانان برجسته زمان خود بودند.او در سن بیست و شش سالگی نماینده پارلمنت شد و مناصب زیادی را به عهده گرفت.اراسموس ادیب و کشیش کاتولیک اما غیر متعصب آن زمان که با تالیفاتش تاثیرات زیادی در نگرش کاتولیک-پروتستانی زمانهء خود داشت از دوستان نزدیک او بود.توماس مور کتابی با عنوان نوسکواما(هیچ جا)دارد که در آن مدینه فاضله خود را در یک جامعهء اشتراکی که همه چیز به نحو احسنت است و شهروندان در آزادی به سر می برند(البته به غیر از پروتستان ها) به تصویر کشیده است.

شهرت توماس مور بیشتر به خاطر اختلافی است که با هنری هشتم شاه انگلستان داشت که فیلم "مردی برای تمامی فصول" بر همین بخش از زندگی او تاکید دارد.برای شناخت و بحث دربارهء فیلم و توماس مور نیاز است که مروی کلی به تاریخ اروپای آن زمان و قوانینش داشته باشیم:

  در آن زمان بیشتر کشورها اروپایی با وجود استقلالی که در اداره امور و قوانین شان داشتند کلیساهای شان زیر نظر پاپ در رم بود و مناصب آن ها را پاپ تعیین می کرد و پادشاهان هر ماه مبلغی را برای پاپ می فرستادند.در واقع در هر کشوری دو منصب بزرگ وجود داشت که هر یک مستقل از دیگری بود و دارای اختیارات خاص خود:پادشاه و اسقف اعظم آن کشور که توسط پاپ انتخاب می شد.(بر خلاف کشورهایی مثل ایران که شاهان همیشه تام الختیار بودند و چیزی به نام بی قانونی در تمام تاریخ کشورمان رواج داشت.)به غیر از رم که تنها پاپ در آنجا فرمان می راند(بقیه جزایر ایتالیا مثل فلورانس،جنوا...نیز صاحب فرماندار و اسقف بودند.بعدها بود که با اتحاد این جزایر در آنجا کشوری به نام ایتالیا به وجود آمد.)

حرکت از قرون وسطی به دورهء رنسانس در واقع شروع مستقل شدن کلیساهای اروپا از پاپ و رم  بود که یا مجمع اسقف ها،اسقف اعظم شان را انتخاب می کردند(مثل ارتدوکس های روس)یا پادشاه انتخاب می کرد و یا خود پادشاه بالاتر از اسقف می ایستاد و تمام اختیارات الهی و اجتماعی را به دست می گرفت.از اولین کشورهای اروپایی که مستقل از پاپ عمل می کرد سوئیس بود که در واقع صاحب قدیمی ترین دموکراسی در این قاره است بعد هلند و فرانسه و دیگر کشورها نیز در دوران رنسانس به این موج پیوستند.تنها اسپانیا بود که چند صد سال بعد به لطف ناپلئون از دوران تاریک قرون وسطی و تفتیش عقاید خلاص شد(این هم از لطایف و ارزش های جنگ و کشورگشایی در تاریخ است که در غیر اینصورت معلوم نبود اسپانیا تا کی در گرداب کشیش های روانی دست و پا می زد و مردمش شکنجه و کشته می شدند.)

هنری هشتم بعد از آنکه بر خلاف قوانین کلیسا و با باج دادن به پاپ توانست با بیوه برادرش کاترین ازدواج کند به خاطر اینکه نتوانسته بود از او پسری برای ولیعهدی خود دست و پا کند تصمیم گرفت با طلاق گرفتن از او با آنا ازدواج کند. (آن موقع ازدواج با خواهر زن و طلاق طبق نص صریح انجیل ممنوع بود مسئله ای که در اروپای امروز رایج است و می بینیم که مسیحیت به واسطه پیشرفت اروپا بود که پیشرفت کرد نه به خاطر مسیحی بودن.)به همین خاطر هنری هشتم تصمیم گرفت کلیسای انگلستان را از رم مستقل کند و به جای باج دادن به پاپ اسقفی را از طرف خود در کشورش تعیین کند و از آن به بعد پادشاه مقام برتر کلیسا نیز باشد.او این قانون را به پالمنت برد و آن را تصویب کرد و چون بدعتی بعد از نزدیک هزار سال بود از همه بزرگان کشور نیز خواست که این کار او را تایید کنند.در واقع هر چند که این عمل هنری هشتم به نوعی خودخواهانه و زیر شکمی بود اما آغازی برای استقلال و رهایی انگلستان و ثروتمند شدن این کشور بود.

داستان"مردی برای تمامی فصول"از همین مقطع از تاریخ انگلستان آغاز می شود و توماس مور به عنوان یک کاتولیک متعصب که هر چند مرد قانونمند و آگاهی بود در دل تاریخ زندگی می کرد و خود را به پاپ وفادار می دانست و از لوتری ها(پروتستان ها)بیزار بود.او حاضر نشد این کار پادشاه را تایید کند و به زندان افتاد و به جرم خیانت سرش به زیر ساطور جلاد رفت.او مردانه پای اعتقادش ایستاد: این وجه از شخصیت او در فیلم پرردنگ است و از او چهرهء مثبتی ساخته می شود.در واقع روایت زندگی او در این مقطع تبدیل به حماسه می شود و او قهرمانانه جان بر سر پیمانش می گذارد.اما چیزی که گذر زمان و تاریخ نشان می دهد این قصه را به کمدی مضحکی تبدیل می کند که قهرمانش دلقکی است که از اندیشه و دانش کمی برخوردار است.در واقع حالا که ما با دانش هزار سال تاریخ قبل و نزدیک پانصد سال تاریخ بعد از او  به سراغش می رویم چیزی از بیهودگی و حماقت از او نمی ماند.شخصیتی که هر چند بعد از آن تبدیل به قدیس شد و تمام شخصیت های منفی و خائنان به او کشته شدند ولی حالا به یک کوته فکری تبدیل شده اگر قرار بود آنچه خواستهء او بود انجام شود معلوم نبود انگلستان چند سال بعد می توانست از پاپ مستقل شده و به جرگه بزرگان و قدرتمندان اروپا بپیوندند.انگلیسی که سال های بعد از آن هم توسط هلندی ها و هم فرانسوی ها مورد تجاوز قرار گرفت و در صورت ضعف،تاریخی غیر از اینی که امروز دارد پشت سر داشت.

هر چند می توان توماس مور فیلم را که کارگردان سعی کرده برخلاف اسناد تاریخی او را در مقابل پروتستان ها نرم نشان دهد،دوست داشت زیرا که او مرد قانون است و تاکید فیلم بیشتر روی این مسئله است.در فیلم نگرانی مور نه قوانین الهی بلکه قوانین انگلستان است که مورد تجاوز قرار گرفته.البته از این دید او مرد شجاع و ارزشمند تاریخ به حساب می آید اما اگر قوانین نیز به همان شیوهء هزار سال قبل خود باشند که دیگر چیزی جز سنت و خرافه از آن باقی نمی ماند.مور در یکی از دیالوگ های ارزشمند فیلم در مقابل داماد لوتری اش که خواستار دستگیر کردن یک از جاسوسان خانه مور است و با انکار مور مواجه می شود . از او می پرسد:تو می گذاری شیطان از قانون بهره مند شود در صورتی که باید برای گرفتن شیطان قانون را نیز نقض کرد؟ و مور در جوابش می گوید:وقتی همهء قوانین نقض شد و شیطان به سراغ تو آمد آنگاه چه می کنی؟به کجا پناه می بری؟دیگر قوانین که نقض شده و در هرج و مرج جایی برای پناه گرفتن نیست.

در واقع اینجا مور تبدیل به مرد قانون می شود که می خواهد به وسیله آن جلوی برندگی قوانین کلیسا را بگیرد و قانون برایش محترم تر و پر ارزش تر از هر چیزی است.

به هر حال توماس مور جانش را به پای عقایدش گذاشت(چه متعصب به کلیسا و چه قانون)و این در یک مقطع تاریخی پر ارزش و در دل تاریخ گاه بی معنی جلوه می کند.نام "مردی برای تمامی فصول"بر همین اساس روی این کار گذاشته شده که قانون و پایبندی به قانون چیزی نیست که تنها در یک فصل معنا داشته باشد هر چند که این مسئله بیشتر در اندیشه های جان لاک یعنی صد سال بعد تحقق پیدا کرد.این فیلم یک بازسازی تاریخی است برای دفاع از قانون و شهید راه آن.نویسنده این داستان به تاریخ پایبند نمی ماند(دلیلی هم ندارد که پابند واقعیت باشد.)در واقع توماس مور و هر شخصیت و اسم دیگری که از دل تاریخ بیرون بیاید و از آن استفاده شود در این مقطع بازخوانی امروزی می شود.البته این گونه تراژدی ها و کمدی ها بیشتر در تاریخ اروپا که نشأت گرفته از فرهنگ یونان و رم باستان است به وجود می آید وگرنه در کشور بیابانگردی که هیچ رد پایی از قانون در آن دیده نمی شود(حتی در دوران باستانی که عده ای ناچارا" به آن می بالند!)نه چنین کسانی زاده می شوند و نه چنین اسطوره هایی به وجود می آید.

/ 0 نظر / 43 بازدید